تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيلان ( فارسى ) — صفحة 278

مساهمون:

ص٢٧٨
و چون از جانب لشكر مخالف ، عنايت بيك و كيافريدون چپك و شيرزاد بيك كيسمى و حسن بيك لشته‌نشائى و جمعى ديگر از مخالفان و سرداران لشكر اجامره ، به قراولى آمده بودند ، در موضع مذكور تلاقى فريقان واقع شده ، جنگ درپيوست و آوازهء گيرودار به فلك دوار رسيده ، چند نفر قتيل و چند نفر زخم‌دار شدند . و در خلال اين حال كيافريدون چپك يك نفر جوان چينى « 1 » را به قتل رسانيد و برادران جوان نيز به زخم شمشير ، كيافريدون را بر زمين انداخته ، سرش را از بدن جدا گردانيدند . و عنايت بيك و شيرزاد بيك و حسن بيك از معركهء رستخيز به طريق انهزام فرار اختيار نموده ، از راه خوى كوره‌سر ، به جانب لشته‌نشا مىگريزند . بيت :
نه راه فرار و نه راى ستيز * نهادند ناكام رو در گريز
و جمعى كثير از ابتداى سرپل و دكان چرخگر تا بازار كوچسفهان و از بازار تا مزار پيرموسى ، به تيغ آبدار ، غازيان شيرشكار ، به قتل رسانيدند « 2 » . لاجرم غريب شاه روسياه ، به اتفاق سرداران چپك و اژدر و ازدحام لشكر نكبت اثر در موضع كدوبن كه از قديم ميقات مقاتلات سرداران و جنگجويان بيه‌پس و بيه‌پيش است ، تيب بسته ، انتظار قضاى آسمانى و بلاى ناگهانى مىكشيدند كه از شارع عام ، اعلام نصرت فرجام خوانين عالى مقام نمايان مىشود . غريب شاه و متابعان و هجوم جنود شيطان ، به مجرد رؤيت اعلام نصرت فرجام ، دل از دست داده ، پياده و پژمرده ، به جنگلها گريزان گشتند . بيت :
چو خورشيد بردارد از رخ نقاب * ستاره نهان گردد اندر حجاب چو شير اندر آيد به عزم شكار * بر آهو سرآيد همه روزگار چو گنجشك با باز بازى كند * به خونريزى خود ترك‌تازى كند
هامش
( 1 ) - در اصل : جوانى چينى . ظاهرا : چگينى . ( 2 ) - ظاهرا : رسيدند .