تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيلان ( فارسى ) — صفحة 4

مساهمون:

ص٤
بر خاك اگر نسيم لطف تو وزد * خيزد ز پى سلطنت روى زمين
قادرى كه به مصدوق و تنزع الملك ممّن تشاء خلعت خلافت را از دوش پادشاهان بيدادگر بىهوش به اثر سوز سينهء مظلومان ، با جوش و خروش بركشيده ، روزنامچهء دولت ايشان را در دفترخانهء و تذلّ من تشاء به امضا رسانيد . نظم :
چه گويم به مدح چنين پادشاه * كه دانش به كنهش نبردست راه فرازندهء چرخ فيروزه رنگ * در آرندهء لعل رخشان ز سنگ به قدرت فروزندهء نور و نار * رسانندهء روزى مور و مار
و درود نامحدود و صلوات نامعدود بر آن صاحب علو و عزت و مقام رفعت قاب قوسين أو أدنى كه غرض از بود و مقصود از نمود عالم و آدم ، جلوهء وجود مفيض الجود و ظهور نور بيقصور او بود . نظم :
محمد كه ازل تا ابد هرچه هست * به آرايش نام او نقش بست
صلوات اللّه عليه و آله و سلم . و بر امام المتقين و امير المؤمنين و يعسوب الدين ، ابى الحسنين ، غالب كل غالب . بيت :
خلايق گر شدندى متفق در دوستى با او * نگشتى ظاهر از جبار قاهر دوزخ لاهب « 1 »
هامش
( 1 ) - اين بيت معنى اين حديث است : لو اجتمعت الناس على حب على بن ابى طالب لما خلقت النار .
تاريخ گيلان ( فارسى ) — صفحة 4 | ملا عبد الفتاح فومنى گيلانى / منوچهر ستوده