به سان تگرگ گلولهء تفنگ باريدن گرفت . و شيرزاد سلطان در ميدان حرب و جنگ ، داد مردانگى داده ، جمعى كثير از لشكريان اميره سياوش خان به قتل رسيدند . و شيخ مير « 1 » قلعه كولى كه بانى و سردار عسكر فومن بود ، به دست سپهسالار بيدخشه كشته گشت و جوانان طالش شفت كه اقوام اميره خواند و برادران ملك حسن بيك بودند ، بنهبر را به ضرب داس و تبر خراب كردند .
و على بيك سلطان و بو سعيد مير و سپهسالار قاسم مهردار ، با بقية السيف لشكر تاب مقاومت و طاقت مجادلهء شيرزاد سلطان نياورده ، قرار بر فرار دادند و تا گسكر هيچجا و مقام نياسودند .
و شيرزاد سلطان و محمد امين خان ، همعنان فتح و ظفر ، به اتفاق لشكر و عسكر ، به درون شفت نزول نمودند . و بعد از ورود ايشان در آن مكان ، تمامى مردم شفت از سپاه و لئام و رعيت ، با نزول و علف و علوفه و سلامى ، به خدمت محمد امين خان و شيرزاد سلطان مبادرت نمودند و اردوى ايشان سه روز در آن مقام توقف نموده ، چهارپايان آسودند . و بعد از سه روز اردو حركت كرده ، به جانب رشت عزيمت نمودند و به كنار رودخانهء پسيخان كه صحراى دلكش و جاى خوش بود ، خيمه و خرگاه و كومه و گلهگاه نصب كرده ، حلول و نزول فرمودند .
هامش
( 1 ) - نسخهء د : شيخ حمير .