گفتار در آمدن على بيك سلطان به اتفاق لشكر اميرهء گسكر و به هزيمت رفتن ايشان و ظفر يافتن شيرزاد سلطان و باقى احوالات ايشان بدين شرح :
چون على بيك سلطان به گسكر رفته ، اظهار احكام و ارقام نموده بود ، اميرهء گسكر موازى دويست نفر سوار چينى « 1 » و پانصد نفر پيادهء اسلحهدار گسكرى را به سردارى سپهسالار قاسم مهردار ، همراه على بيك سلطان نموده ، روانه ساخت . و على بيك از راهدهنده و كسما ، به شنبهبازار رسيده ، بو سعيد مير به اتفاق پانصد كس از لشكر فومن به وى پيوسته ، از راه ازبر « 2 » به احمد سر گوراب شفت رفتند « 3 » و از آنجا به چوبرر « 4 » ودخان روان شدند و شيخ مير « 5 » قلعه كولى را كه خلابر و رستر فومن بود ، به قراولى مقرر فرمودند و مشار اليه به رودخانهء چوبر جاى تنگى يافته ، بنه بر كرده بوده و لشكر را در يمين و يسار قرار داده ، و على بيك سلطان به اتفاق بو سعيد مير ، در كنار رودخانهء مذكور تيپ بسته ، در پاى علم توقف نموده بود كه شيرزاد سلطان مانند بلاى ناگهان و شير ژيان بدان مكان رسيده ، جنگ در پيوستند . و اين دو لشكر به يكديگر
هامش
( 1 ) - نسخهء د : چمنى ، ظاهرا : چگينى .
( 2 ) - از بر بفتح الف و باء .
( 3 ) - در اصل : با چند سر گوراب شفت رفتند
( 4 ) - چوبرر بفتح باء .
( 5 ) - نسخهء د : شيخ حمير .