[ مقدمه مؤلف ]
تاريخ گيتىگشا بسم اللّه الرّحمن الرّحيم طراز كلام مورخان سخنپرور و زيور اقلام نگارندگان قصص و سير حمد و ثناى مالك الملكيست كه پادشاهان نامدار و فرماندهان ذوى الاقتدار را ديهيم والاى ابهت ازو بر سرست و گردنكشان روزگار و سرافرازان تاجدار را خلعت زيباى دولت ازو در بر . در هر عهدى به جهت انتظام امور عالم سايهء عاطفت بر سر يكى از سرداران انداخته و ظل ظليل بر مفارق آسايشگزينان هر كشور و مملكت و گوشهنشينان هر ولايت ممهد ساخته ، كه بندگان حضرتش از تابش آفتاب حوادث در امان و از تصادم تند باد فتن بركران باشند . در هر عصرى بنابر آرامش طبقات امم يكى از سعادتمندان را به نظر مرحمت بدرآورده ، تارك جلالش را زيب بخش ديهيم و كلاه و قامت عظمتش را رتبتافزاى مسند و گاه كرده است كه صورتپذيرفتگان دست صنعش كه جمهور عباد و سكان بلادند در پناه دولت و حمايت او از آسيب نوائب و تعرض مصائب مصون و محفوظ گردند . نام نامآوران به زبان منهيان لطف او در روزگار سمرست و اسماى سروران بمحض مرحمت و شفقت او طراز كتب اخبار و سير . اگرچه ملك بىزوالش از اعانت وكيل مبراست و سلطنت لايزالش از كفايت كفى ؟ ؟ ؟ معرا ، ليكن به جهت انتظام جهان و مصلحت احوال جهانيان مملكتآرايان كشورگير و گيتىگشايان صاحب تدبير را شيرازه بند اوراق روزگار نموده و انتظام امور عالم و نظم مهام بنىآدم را براى راى گيتىآراى ايشان محول فرموده است كه بندگان حضرتش را در تطرق اسباب جور و بيداد نگاهبان و پروردگان دست عنايتش را از تطاول اهل فتنه و فساد پاسبان بوده ، همگى صغير و كبير و قاطبهء برنا و پير در مهد امن و امان غنوده بلوازم بندگى و عبادتش قيام و بمراسم شكر نعمتش اقدام نمايند . نقد كامل عيار