مشغول ميشد « 2 » - تا زمان نماز ديگر با اين طائفه مشغول « 3 » بودى - و با ايشان از جهت اطمينان خاطر ايشان با هريك طائفه رعايت « 4 » بىنهايت نمودي - دران « 5 » محل شهنشاه اكمل اينچنين با ايشان غلو ميكرد كه البته دران محل هيچ كيفيتى نگذاشتي - و هيچكسى از تاثير قربت بسي چيزي گفتن نتوانستي - القصه چون غير محل شدي اين جملهء طوائف انعام يافتى - ايشان هر همه آن قدر انعام از درگاه خسرو نيكنام مييافتند كه هريكى را چندگان تنكه ميرسيد - تا كاروبار مطربان دهلي به جائى رسيد كه فرزندان خردسال برابر خود كرده از شهر دهلي در شهر فيروزآباد ميآمدند « 6 » - بلكه هركرا پسري چهار ساله يا پنج ساله بودي برابر خود كرده در فيروزآباد ميآوردند - زيراچه انعام كه از پيش شهنشاه عظام مييافتند در هر نفري يك اندر قسمت ميشد - وقتى كاركنان درگاه و عمال بارگاه خواستند تا ميان اين طائفه فرق پيدا كنند « 7 » - آثار اين اسرار در سمع جهاندار رسيد بسوي كاركنان به نظر تيز ديد - و اين لفظ از زبان مبارك كشيد - بيچارگان فقيران در مرض فقر حيران مدت هفت روز منتظر و اميدوار ميباشند تا كي روز جمعه بيابد تا چيزي بيابيم - بدين اميدواري فرزندان خردسال خود را پنج كروه از دهلي در فيروزآباد ميآرند - اگر ميان ايشان فرق پيدا آرند « 8 » حالت ايشان چگونه باشد - درين محل
هامش
( 2 ن ) ميگشت *
( 3 ن ) شروع بودى *
( 4 ن ) رغبت *
( 5 ن ) دران زمان *
( 6 ن ) ميآوردند *
( 7 ن ) آرند *
( 8 ن ) ميدارند *