آن ملك علي - چهارم از آن ملك يعقوب پسر ملك محمد حاجي درين هرچهار النك سي « 2 » گان خروار طبل و دمامه تعين ميشد و در كوشك نزول درين هرسه شب چندان مشعل و چراغ ميداشتند كه تمام ميدان گرد بر گرد كوشك نزول طريقهء روز روشن نمودي - و هرچهار النك كشتيها ميبستند - دران كشتيها مشعلها برميداشتند و درين هرسه شب در هرچهار النگ طبل مينواختند - بازيهاى گوناگون ميگذاشتند « 3 » - و فرود كوشك نزول درين هرچهار النگ دهل و بهير و شهنا مينواختند - خلائق از اطراف و اكناف دار الملك دهلي و خلق شهر دهلي مخصوص كرده درين شبها در فيروزآباد از عوام و خواص مسلم و هنود « 4 » صغير و كبير حاضر « 5 » شده تماشا ميديدند القصه تا سه شب اينچنين بازيهاي بو العجب ميگذاشتند - و حضرت شاه فيروز صاحب فتح و بهروز « 6 » درين شبها خود كمتر آمدي مگر بنادر گاهگاه - و از زمرهء شاهزادگان و فرقهء خانان و ملوك هر همه در كوشك نزول حاضر ميشدند - اصحاب « 7 » پيلخانه پيل گلين راست ميكردند و اصحاب نفر شتر گلين - اين تمام چيزها در شب برات پيش حضرت خسرو شش جهات ميآوردند - و شهنشاه بتوفيق إله هريكي را
هامش
( 2 ن ) سي گاو *
( 3 ن ) ميداشتند *
( 4 ن ) جهود *
( 5 ن ) حاضر ميشدند و تماشا *
( 6 ن ) فيروز با نصرت و بهروز *
( 7 ن ) اصحاب پيلخانه پيل گلين راست ميكردند و اصحاب پايگاه حضرت شهنشاه ماديان و اصحاب نفر الح *