تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فيروزشاهى ( فارسى ) — صفحة 80

مساهمون:

ص٨٠
كه شما را براي باختن شكار هوس بسيار و كوشش بيشمار است - دنبال شكاري جهاني را سرگرداني و عالمي را حيراني است - اين نوع نيكو نيست - جاني را بيفائده بيجان كردن مستحسن نيست - شكار همان « 2 » مقدار بايد كردن كه حاجت باشد به غير حاجت شكاري « 3 » كردن مصلحت نبود - درين محل سلطان فيروز فرمود خدمت شيخ دعا كنند تا الله تبارك و تعالى ازين چيز باز آرد - ازين سخن خدمت شيخ فرمود - سبحان الله منكر دعاي ما - و قدري سخن بلند فرمود - و ازين « 4 » سخن گذر كرده بازنمودند كه منكر دعاي ما همچنين است - نميگويد كه توبه كردم خدمت شيخ اين لفظ فرمودند و فى الحال بسوي مسجد گام زدند - حضرت فيروز شاه ازان جايگاه بازگشته - خدمت شيخ در مسجد جمعه رفته - حضرت فيروز شاه در بنگاه آمده و مستعد شده براي اداي نماز جمعه باز درون حصار شهر هانسي رفته - معهذا حضرت فيروز شاه مستثنى در محل ملوك خانه نشسته و خدمت شيخ اهل صفا در مقام عليحده بود كه آن محل قديم و مقام عبادت مستقيم از آن بزرگان خدمت شيخ است - از ملوك خانه نظر سلطان فيروز بر حضرت شيخ افتاد - حضرت فيروز شاه لبادهء « 5 » سوشتري « 6 » به خط لعل و سياه براي خدمت شيخ فرستاد - و دران ايام فرزند
هامش
( 2 ن ) آن * ( 3 ن ) شكار شكاري * ( 4 ن ) و اين سخن مكرر كردة * ( 5 ن ) لباچه * ( 6 ن ) اشتري *