تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فيروزشاهى ( فارسى ) — صفحة 6

مساهمون:

ص٦
بر زبان « 2 » رود و يا خطرهء عنف در خاطر ايشان گذرد - عالمى را زياني بجاني و جهاني را غم آب و ناني پيش آيد - كيخسرو از وزرا سوال اين اقوال بدين منوال كرد - كه اثر خطرهء بىشفقتيء بادشاهان و موجب بىلطفيء شهنشاهان در حق خلائق چيست گفتند چون در شيريني به زمان « 3 » واحد بحكمت محكمهء احد بىواسطهء موجودات و كوشش مخلوقات اثر ترشي پديد آيد جوهر گوهر شفقت بيش بها است - قيمت آن ندانند مگر مشائخ اهل يقين - و بهاى آن نشناسند مگر سلاطين طالبان دين - هرچند در دل شهرياران اثر شفقت بر عامه بيشتر - ضياى انتشار نيكناميء گيتيمداران در چهار ركن عالم زيادت‌تر - مقام شفقت مر تاجداران را دولتيست هني - و نعمتيست سني - چنانچه آن مشفق كونين و صاحب تربيت اهل خافقين بشارت باشارت ميدهند - عليه الصلاة و السلام - التعظيم لامر الله و الشفقة على خلق الله صدق يا رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم -

[ مقام دوم عفو است ]

- عفو از غايت هيبت پروردگار و نهايت عظمت جبارئ كردگار است - كقوله تعالى
أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناكُمْ عَبَثاً وَ أَنَّكُمْ إِلَيْنا لا تُرْجَعُونَ
- چنانچه علما و مشائخ رضوان الله عليهم اجمعين از هيبت قهر الوهيت وحدت سطوت ربوبيت در درياى تحير بيهوش - و در ميدان تفكر مدهوش‌اند - طاعت خود را به نظر معصيت
هامش
( 2 ن ) بر زبان بدون رود * ( 3 ن ) به زبان *