بوره : ( 374 ) ، نمك تلخمزه كه به هندى سهاگا گويند ، نمك . ( غياث )
بول : ( 349 ) ، پيشاب ، ادرار . ( معين )
بهدر : ( 371 ) ، نجيب . ( متن )
بياس : ( 16 ) ، تفضيلدهنده ، وصلكننده . ( متن )
بيرهپان : ( 431 ) ، برگ تنبول همراه كات و فوفل و چونه و اكثر در برگگيله و پله پيچند و خورند . ( آنندراج )
پ
پالكى : ( 390 ) ، كجاوهء بىسقف . ( لغتنامه )
پان : ( 46 ) ، اسم هندى تنبول است . و آن برگى است از قسمى فلفل كه آن را در هندوستان با آهك و فوفل خايند و در دهان گيرند و آب آن بيرون ريزند ، ( لغتنامه )
پايك : ( 272 ) ، روندهء چابك . ( متن )
پتوارى : ( 376 ) مسئول بايگانى اسناد ملك در روستاها .
پرب : ( 26 ) ، باب ( متن ) .
پرگنه : ( 92 ) ، ناحيه ، ولايت ، استان . زمينى را گويند كه از آن خراج بستانند . ( جهانگيرى )
پروانچه : ( 3 ) ، قاصد ، بريد . ( لغتنامه )
پوت : ( 28 ) ، پسر ، راجپوت ، پسر راجه . ( متن )
پودينه : ( 387 ) ، گياهى از تيره نعناعيان . براى اين گياه اثر خلطآور ، بادشكن ، قاعدهآور ، مقوى و سهلكنندهء هضم ذكر كردهاند . ( معين )
ت
تباين : ( 396 ) ، جدا شدن از يكديگر ، فرق . ( آنندراج )
تبجيل : ( 79 ) ، بزرگ داشتن . ( غياث )