لغات و اصطلاحات
الف
آغروق : ( 519 ) ، باروبنه . ( معين )
آكاس : ( 14 ) ، در ميان عوام هند ، آسمان را گويند . ( متن )
ابتهال : ( 86 ) ، زارى ، تضرّع . ( لغتنامه )
ابراء : ( 503 ) ، بيزار كردن ، درست كردن ، خوب كردن . ( لغتنامه )
ابكم : ( 7 ) ، گنگ . ( لغتنامه )
ابواب البرّ : ( 104 ) ، موسسات خيريه .
اتاليق - اتاليغ : ( 489 ) ، قائم مقام ، پدر ، محافظ . ( لغتنامه )
اچهر : ( 15 ) ، يك حرف را گويند يا دو حرف ثانى ساكن ، به هندى از انواع شعر است . ( متن )
ازرق : ( 102 ) ، نيلگون ، كبودرنگ . ( غياث )
استدراج : ( 393 ) ، اندكاندك نزديك آوردن ، پايهپايه برآوردن . ( لغتنامه )
استيفا : ( 133 ) شغل و وظيفهء مستوفى ديوان استيفا ، ادارهاى كه مستوفيان و محاسبان در آن به كار مشغول بودند . ( القاب و مواجب )
اسقام : ( 71 ) ، جمع سقم ، بيمارىها . ( غياث )
اشتداد : ( 56 ) ، سخت و قوى و استوار شدن . ( لغتنامه )
اشلوك : ( 15 ) ، چهارچرن و چرن كمتر از يك اچهر و زياده از بيست و شش اچهر نمىباشد و اچهر يك حرف را گويند ، به هندى از انواع شعر است . ( متن )