كرده است و ابو منصور ثعالبى كتابهاى المبهج و التمثل و المحاضر را در گرگان درباره او نوشته است .
( 117 ) فخر الدوله ديلمى 67 ابو الحسن على فخر الدوله ديلمى ، پسر ركن الدوله ، از پادشاهان آل بويه كه از طرف پدرش و به نيابت عضد الدوله به حكومت همدان ، دينور و توابع جبل منصوب شد . بعد از مرگ پدرش مورد محبت الطائع ، خليفهء عباسى ، قرار گرفت و امور حسبه همدان ، استرآباد ، دينور ، آذربايجان و مغان به او سپرده شد . وى با عز الدوله بر عليه عضد الدوله متحد شد . عضد الدوله هر دوى آنها را شكست داده و ، در سال 369 ق ، عراق و همدان را از دست عز الدوله و فخر الدوله گرفت .
فخر الدوله به داعى علوى در ديلم پناه برد و سپس به قابوس بن وشمگير پيوست .
عضد الدوله از قابوس خواست كه فخر الدوله را واگذار كند و چون قابوس نپذيرفت ، لشكرى به فرماندهى مؤيد الدوله به جنگ او فرستاد كه منجر به شكست قابوس و پناه بردنش به حسام الدوله تاش ، امير سامانى گرديد . پس از اين شكست فخر الدوله به همراه قابوس نبردهاى متعددى با عضد الدوله كرد و به دعوت و صلاحديد صاحب بن عباد و امراى ديلم به رى بازگشت و در سال 373 ق بر تخت سلطنت نشست . او در سال مذكور اصفهان را گرفت و صاحب بن عباد را مأمور تسخير مازندران كرد و در سال 379 ق با استفاده از جنگ صمصام الدوله و بهاء الدوله ديلمى ، بغداد را مورد حمله قرار داد ولى كارى از پيش نبرد و مجبور به عقبنشينى شد . او در 384 ق با بهاء الدوله بر ضد صمصام الدوله متحد شد و سرانجام در 387 ق در دژ طبرك رى درگذشت .
( 118 ) قلعهء كلات 69 موضعى است به قندهار و قلعهاى است به حدود طوس .
( 119 ) ابو الحسن حموى ( ابو الحسين حموئى / حمولى ) 72 پسر محمد كه از ملازمان سلطان محمود غزنوى بود . پس از مرگ سبكتگين از طرف سلطان محمود حامل تعزيتنامه براى اسماعيل برادر سلطان محمود شد و چون منصور بن نوح سامانى علم جهانبانى برافراشت ، سلطان محمود وى را براى تأكيد قواعد عهد و پيمان با
تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 654
مساهمون: محمد رضا نصيرى
ص٦٥٤