( 55 ) كچواهه 40 نام قوم هندوان است بالاخص راجپوت .
( 56 ) ماروار 40 ولايتى است در نزديكى اجمير .
( 57 ) قندهار 41 از استانهاى معروف افغانستان و از مراكز مهم آيين بودايى بوده و اسم شهرى نيز است . نام مذكور از « گندهار » گرفته شده كه نام تمدن بسيار كهن و برجسته بوده است .
( 58 ) كمايون 42 ناحيهء كوهستانى در شمال هندوستان در ايالت اترانچل .
( 59 ) درياى اخضر 42 بحر اخضر يا خليج اخضر ، از شعب پنجگانهء درياى هند است . اكثر جغرافىدانان عرب اين نام را به اقيانوس كبير و گاه به درياى مديترانه دادهاند .
( 60 ) سرهند - سهرند 42 شهرى است معروف در ايالت پنجاب شرقى كه در دوران مغول بسيار پررونق بوده است . اين شهر در حدّ شرقى سلطنت راجه جيپال قرار داشت . ساخت شهر به زمان ساهرراو ، حاكم لاهور مىرسد . در زبدة المقامات آمده است كه سرهند در اصل سهرند بوده است در معنى دشت شير .
سرهند همواره مركزى مستحكم براى سلطنت دهلى بوده است . فيروز شاه تغلق آن را فيروزپور ناميده است ( هفت اقليم ، 1 / 348 ) . مؤلف سرور آزاد ( ص 128 ) آورده است كه اسم قديمى سرهند ، سهرند بوده است . چون سلطان غزنه ، از غزنين تا سهرند را تحت تصرف خود درآورد اين شهر را سرهند گفتند . امّا چون شاه جهان از كابل تا قراباغ را فتح نمود فرمود كه سرهند را بايد سهرند بنويسيد ولى اين امر ممكن نشد و به سرهند معروف گشت .
سرهند بگو كه رشك چين است * خلدى است برين كه بر زمين است
و خواجه هاشم قشمى مىگويد
كز آن قندى كه شيرينتر ز جان است * كنون در خطهء هندوستان است
الا سودائيان شهرى است در هند * كه اندر پاى او بنهاد سرهند