آن است كه چنگيز خان در عالم دست جهان گشايى گشود ، اين تاريخ به تاريخ عالمآراى امينى موسوم مىگردد . . . « 1 »
فضل اللّه در ميان نويسندگانى كه به نقد و داورى تاريخ و انديشههاى تاريخنگارى آنان پرداخته ، از كتاب راحة الصّدور ، نوشتهء محمّد بن سليمان راوندى ، كه در سدهء ششم هجرى براى كيخسرو بن قليج ارسلان نوشته ، چشم پوشيده است . اين نكته نگارنده را ناگزير ساخت تا به بررسى آثار اين تاريخنگار و تأثير آن بر فضل اللّه بپردازد .
محمّد بن سليمان ، پس از شروع مقدّمه كه برداشتى از سلجوقنامهء ظهير الدّين نيشابورى دارد ، وارد متن مىشود . او در مقدّمه ضمن تعريف از ابو حنيفهء كوفى ، استيلاى تركان را پذيرفته ، مىنويسد :
امام اعظم ابو حنيفه كوفى به حجّة الوداع بود حلقهء در كعبه بگرفت و گفت خداوندا اگر اجتهاد درست است و مذهب من حق است ، نصرتش كن كه از براى تو خدا تقرير شرع مصطفى كردم ؛ هاتفى از خانهء كعبه آواز داد و گفت : حقّا قلت لا زال مذهبك مادام السّيف في يد الاتراك . « 2 »
او در هنگام برشمردن خدمات دينى شاهان سلجوق از فلاسفه چنين ياد مىكند :
چندان كتب در محكم و متشابه قرآن و تفاسير و صحيح اخبار با هم آوردند كه بيخ دين در دلها راسخ و ثابت گشت . چنانك طمعهاى بد دينان منقطع شد و طوعا او كرها فلاسفه و اهل ملل منسوخ و تناسخيان و دهريان بكلّى سر بر فرمان شريعت و مفتيان امّت محمّد نهادند . « 3 »
فضل اللّه بن روزبهان نيز به پيروى از محمّد بن سليمان در باب استيلا كه پس از اين به آن اشاره خواهد شد ، براى چيرگى تركان آق قوينلو و اوزبكان شيبانى توجيه شرعى مىجويد و از پيامد فلسفه - همانگونه كه پيش از اين اشاره شد - عبيد اللّه خان اوزبك را هشدار مىدهد .
نويسنده در آخر مقدّمهء طولانى خود ، برترى تاريخ عالمآراى امينى را نسبت به آثار
هامش
( 1 ) . عالمآراى امينى ، 88 .
( 2 ) . راحة الصّدور ، 17 .
( 3 ) . همان ، 29 ، 30 .