تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ عالم آراى امينى ( فارسى ) — صفحة 90

مساهمون:

ص٩٠
قتل و غارتى روى نموده كه صاحب شرع - صلّى اللّه عليه و سلّم - آن را مرضى نفرموده باشد ، اصلا در اين كتاب مذكور نشده و هر محاربه را دليل شرعى مسطور و هر واقعه را حجّتى مرضى مسطور است . چه در ذكر محاربات و اغارات نامشروع مضار بسيار است ، از جمله غيبت صاحب آن امر و دلير ساختن لشكر بر حسب اقتدا به پيشواى خود به اغارت بلاد و اثارت « 1 » فساد . پس از بيان امثال اين امور شرعا و عقلا عند الجمهور احتراز مناسب باشد ، نه آنكه به ذكر اغارات تيمورى نهب و قتل و سوء عمل كه نزد تركان احلى من العسل و اشهى من القبل است ، بر مذاق چغتاى شيرين گردانند ، تا ايشان به فتوا و دستور العمل امير بزرگ كه مقتداست ، مال و حرم مردم را ( 46 - پ ) حلال خود دانند . خصيصهء چهارم : آنكه داستانها در او بر وجهى مذكور گشته كه فهم مقاصد از آن به اسهل وجهى مىتوان نمود و در اثانى حكايات امور اجنبى ايراد كرده نشده ، به نوعى كه در ربط حكايات اختلال ظاهر شود ، چنانچه اين خلل در تاريخ جهان گشاى « 2 » واضح است و اگر لفظ غريب المعنى وارد شده [ يا تلويح ] به مثلى از امثال عرب يا تلميح به حكايتى در اثناى كلام دست داده ، در حاشيه مختصر بيانى در توضيح آن تعليق يافته است ، و مقامى كه اشارت به وصفى از اوصاف است ، جهت تنبيه مطالعان به سرخى اشارتى واقع شده . خصيصهء پنجم : آنكه از اختراع اكاذيب و ابداع « 3 » اعاجيب كه موجب زيادتى شوكت صاحب تاريخ باشد ، احتراز نموده و جز چيزى كه از ثقات شنيده يا به ديدهء عيان ديده ، در بيان نكشيده ، و در اداى حكايت از ذكر جزئيات « 4 » امور كه از اغراض و مقاصد تاريخى غالبا خالىست اعراض واقع شده ، مثل مبالغه در عدّ افرادى كه در صف قتال هر « 5 » يك جايى ايستاده بوده‌اند ، چه در غالب اين نوع بيانات از مقاصد تاريخيّه عارىست . خصيصهء ششم : آنكه به طريقى كه دأب منشيان است كه در اثناى كلام به ايراد شعر شعرا ، سخن [ را ] رواج و نظامى دهند ، عمل ننموده ، بلكه در غالب ، به نظم روان كه در
هامش
( 1 ) .P: اهارت ،K: اشاعت ( 2 ) .K: جهانگشايى ( 3 ) .KPF: ابداء ، با توجه به فحواى عبارت تصحيح شد ( 4 ) .P: جزويات ( 5 ) .P: بر