- به عبارت الطف من نسيم الصّبا و ارقّ من تسنيم الصّهباء - و آن تاريخ با آنكه مشتمل بر حوادث عالم است ، بر بسى از فوايد حديثى و احوال روات ( 42 - پ ) و جرح و [ تعديل ايشان ] اشتمال دارد و در آن معنى ، تاريخ از آن اكمل تا غايت مشاهده نگشته . و در همين مقصد از متأخّران حافظ مورّخ زنجانى ، المشهور به حافظ ابرو به زبان فارسى تاريخ جامع نوشته و در جزئيات « 1 » امور تفصيلات نموده و جامع التواريخ رشيدى در مقصد با اين جماعت متّفق و در اسلوب مختلف است .
و در همين مقصد ، طايفهاى از متأخّران مختصرات نوشته و زعم آن نموده كه مجملات حوادث عالم را ذكر كردهاند ، مثل صاحب تاريخ بناكتى و تاريخ گزيده و اگر چه در هر دو فوايد جليل است ، [ وليك ] « 2 » اعتماد بر نقل ايشان قليل است .
طايفهء دوم « 3 » . سيرت « 4 » انبيا و قصص و واقعات ايشان را نوشتهاند و تخم ثواب « 5 » در مزرع صحايف كشته ، و اجلّ اين طايفه ، امام الفقه « 6 » و التفسير و الحديث ابو اسحاق ثعالبى است صاحب عرايس فى القصص ، و صاحب قصص الانبياء فارسى تتبّع او نموده . و مقدّم اين گروه صاحب مبتدا وهب بن منبّه است و [ عبيد بن شريهء جرهمى ] « 7 » و جامعان اسرائيليّات .
طايفهء سيوم « 8 » : درر سير و احوال و اخلاق و اخبار مرويّه ، در وجوب تعظيم و تكريم حضرت خير البريّه پيغمبر « 9 » - صلّى اللّه عليه و سلّم - در سلك بيان كشيده و رشتههاى ارواح سامعان را به جواهر آن اخبار طيّبه موشّح و مزيّن گردانيده و مقدّم اين طايفه الامام المتقن « 10 » ملك المحدّثين ، ابى عبد اللّه بن محمّد بن اسماعيل البخارىست كه صحيح خود را ( 43 - ر ) به حسان اخبار آن حضرت اصحّ صحاح ساخته ، و هر مسلم را از او صاحب مشكوة مصابيح فلاح گردانيده و نام آن صحيح را : الجامع الصّحيح المختصر من امور سيّدنا رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلّم و سننه و ايّامه « 11 » ، نهاده است و به سنّت حسنهء
هامش
( 1 ) .F: جزويات
( 2 ) .K: و ليكن
( 3 ) .P: ثانيه ؛K: دويم
( 4 ) .P: سير
( 5 ) .P: ثوابت
( 6 ) .P: اللغه
( 7 ) .PF: حجرى ؛K: عبيد ساريه هجرى ، با توجه به ارشاد الاريب . . .
( 8 ) .P: ثالثه ؛K: سيم
( 9 ) .P: پيغامبر ؛K: پيامبر
( 10 ) .P: المتفق
( 11 ) .P: ايّام