ابيات در وصف نسب « 1 »
شربت لطف جزيل المِنن است * كه چكيده ز نبات حَسَن است
نام نيكوست ز آدم مانده * جام عدلىست كه از جم مانده
پدرانش به جهان جمله مهان * پشت بر پشت همه پادشهان « 2 »
گوهر تاج شد آن عالى دُرّ * صدف او اوغوز « 3 » و بايندر
نسب نامى او از همه پيش * حسب سامى او از همه بيش
باب دوّم « 4 » ، شكوه صورت خورشيد آثار : در شكوه صورت ، خورشيد [ را ] سايه آسا در پس ديوار خجالت نشانيده و در مصاف مسابقت سمند صباحت را از ماه ( 23 - پ ) فلك گذرانيده . گويى دست قضا بر بيستون چرخ ، اورنگ صورت او را نگاشته و مردم پيكر خورشيدش مىدانند « 5 » و قلم « 6 » صُنع بر ديوار اين خانهء مقرنس نمونهء چهرهاش كشيده و خلق قمر منيرش مىخوانند . « 7 »
هيكل مكمّلش در شكوه كوه قاف است و اتاقه پر او نه پر هماى بلكه سيمرغ بر فراز او بال گشوده ، و صورت اجملش در لطافت فلك صاف است « 8 » و تاج مكلّل بر سر نه جوهر و زر ، بلكه در قرص خور سيّاره قران نموده .
ابيات « 9 »
اى به لطافت گهر « 10 » كان حُسن * تازهترين سرو ز بستان حُسن
صورت تو معنى حُسن و صفاست * معنى تو صورت لطف خداست
پيش تو خورشيد خجل مانده [ است ] « 11 » * « كوّرت الشّمس » به خود خوانده [ است ] « 12 »
مَه كه به خوبى علم افراخته * در صف حسنت سپر انداخته
هامش
( 1 ) .P: نظم
( 2 ) .KP: پادشاهان
( 3 ) .KP: اعوز
( 4 ) .K: دويم
( 5 ) .P: مىخوانند
( 6 ) .P: رقم
( 7 ) .P: مىخوانندت
( 8 ) .K: صافيست
( 9 ) .P: شعر
( 10 ) .KP: گوهر
( 11 ) .PF: ندارد ، ازK: افزوده شد .
( 12 ) .PF: ندارد ، ازK: افزوده شد .