حمد الله مستوفى در كتاب نزهة القلوب ( به تصحيح محمد دبير سياقى ص 197 و ص 500 ) بين ولايت مازندران و طبرستان فرق مىگذارد و مىنويسد كه : مازندران هفت تومان است كه عبارت از : جرجان ، موروستاق ، استراباد ، آمل و رستمدار ، دهستان ، روغد ، سياهروستاق ( سارستان ) .
و طبرستان مشتمل بر : سمنان ، دامغان ، فيروزكوه ، دماوند و فريم بوده است .
رابينو معتقد است كه طبرستان و مازندران تقريبا مترادفند ولى كلمهء اول صرفا به نواحى كوهستانى و دوم به نواحى جلگهيى اطلاق شده است .
پذشخوارگر ، فرشوادجر
ابن سفنديار مازندران را قسمتى از ايالت قديمى فرشوادگر ( فرشوادجر ، فدشوارگر ، فتشوارجر برشوار ) مىداند كه كه شامل : آذربايجان ، طبرستان ، گيلان ، ديلم ، رى ، قومس و دامغان مىشده است .
در حواشى نامهء تنسر آقاى مجتبى مينوى ( سال 1311 ص 51 ) مىنويسد :
« اصل كلمهء فرشوادجر ، پذشخوارگر بوده ، و آن نام سلسلهء جبال جنوبى طبرستان است ، در بدل شدن « خو » به « واو » . كلمهء « دشوار » نظير اين لفظ است كه آن نيز « در اصل دشخوار » بوده است .
سلسلهء كوههاى پتشخوار يا پذشخوارگر در زمان ساسانيان نيز به همين اسم ناميده مىشده است ، چنان كه در كارنامهء اردشير بابكان اين نام ياد گرديده است .
و اين كوه شعبهيى است از رشتهء جبال « اپارسن » قديم كه در اوستا به نام « اوپىرىسئنا » مذكور است . و همان « پتيشوارش » است كه در كتيبهء داريوش ديده مىشود و به معنى « پيشخوار كوه » است يعنى كوهى كه در پيش ولايت خوار واقع بوده است . »
استرابون جغرافىنويس يونانى ، اسم پتشخوار را به سلسلهء جبال البرز اطلاق مىكند .