شود ، اما وقتى سلطان به بكر - كه شهرى در هندوستان است - رسيد ، بيمار شد و درگذشت « 1 » .
رقيب تراشى
دربار مغول همچنان در فكر ايجاد رقيبى براى حكومت تركان بود - چه اين رقابت بود كه هميشه درآمد ديوانى را چند برابر ميكرد - بدين سبب از طرف اباقا خان ، جلال الدين سيورغتمش مامور رسيدگى و اينجوى اموال برادرش حجاج سلطان شد ، و امير شكارى كرمان و امارت بعضى لشكرها به دو تفويض افتاد ، و او بلافاصله پس از ورود دستور داد تا نام او را در خطبه همرديف نام تركان ذكر كردند و چند تن از اعيان كرمان مثل معز الدين ملكشاه و خداوندزاده ملك و شال ملك و و تغماس ملك و تورج ملك و توكان ملك از خدمت تركان منفصل شده ملازم و متابع او گشتند « 2 » .
بدينطريق باز رقابت ميان تركان و كرمانيان آشكار شد . تركان به پادشاه خاتون دخترش كه در حبالهء اباقا خان بود نامه نوشت تا در كار كرمان دخالت كند .
تأييد ابلاغى از دربار مغول صادر شد ، ناچار جلال الدين و يارانش از كرمان راه افتادند و بدربار مغول رفتند ، و او جزء كشيككشان درآمد .
شاه هرموز
در زمان همين تركان خاتون است كه ملك نصرة حاكم هرموز به كمك تركان توانست سلطنت از دست رفتهء خود را دوباره بدست آورد و سيف الدين ملك
هامش
( 1 ) - سمط العلى 690 ه ، حبيب السير 670 ه . ، تاريخ كرمان 670 ، اما همان سنه 690 صحيح است .
( 2 ) - سمط العلى ص 51