و نيسان ، صورتى از كلمه نيساونيكا كه به عقيدهء من منسوب به سايهء ناهيد و اناهيتاست ، و در واقع اين نيز يكى ديگر از قناتهاى منسوب به ناهيد است . ( رجوع شود به چاپ دوم خاتون هفت قلعه ) .
( 43 ) - ص 178 ، مجمرهء خراب ؛ آيا مقصود بقاياى آتشكده بوده است ؟
( 44 ) - ص 179 ، فهرج درين كتاب به صورت بهره آمده است و به عقيده من اين نام منسوب به قوم « بهرز » است كه بعدها بارز و پاريز خوانده شده . رجوع شود به مقاله نگارنده ، برزكوه ، مجله هنر و مردم شماره 153 و كوچه هفت پيچ ص 189 .
( 45 ) - ص 179 ، رباط باغين ، هماكنون در سه فرسنگى باغين بين راه رفسنجان به همين نام معروف و مشهور است .
( 46 ) - ص 180 ، كوبنات ، در جاى ديگر همين كتاب كهبنات هم ضبط شده ، در عقد العلى عموما به همين صورت كوهبنات آمده است ، و امروز كوهبنان گويند .
ظاهرا صورت جمع كوه بنه تواند باشد .
( 47 ) - ص 183 ، شيرين آغا ، در مورد سفر او به كرمان رجوع شود به سمط العلى ص 55 .
( 48 ) - ص 185 ، ستلمش ، در سمط العلى ساتيلمش ضبط شده است .
( 49 ) - ص 189 ، در ربيع الاول اين سال ( 663 ) « . . . كار حكم و پادشاهى هولاكو خان تمام شد ، و بعد از گذشتن او ، او را آخن خواندند ، و مولانا استاد الدنيا نصير الملة و الدين . . . » اين آخن چيست ؟ در جاى ديگرى كلمه اركن را براى روحانيان بغدادى مىبينيم و جمع آن اراكنه است : من الكهنة و الا راكنه ( عيون - الانباء ) . « از نصارا آنك ايشان اركئون و رهبان و احبار مىخوانند » ( جهانگشاى جوينى ) « علويان و دانشمندان و اركونان و شيخان و . . . » ( رساله خواجه نصير ، چاپ يغمائى ) . آيا اين كلمه با آركنت يونانى و آخوند خودمان ارتباطى تواند داشت ؟
تاريخ شاهى ( فارسى ) — صفحة 304
مساهمون: مولف ناشناخته
ص٣٠٤