146 / 1 : گوره شيرد ، ظاهرا با كاف صحيح است . در صفحات 105 / 16 و 136 سطر 11 و 12 كوره شيرد و در ص 88 / 18 كورشيد رستاق آمده است .
154 / 4 : نقطه بعد از كلمهء استندار زائد است و استندار ناماور همان ناماور بن بيستون بن رزين كمر است كه ملقب به فخر الدوله بوده است .
155 / 13 : عنوان « حسام الدوله اردشير كينخوار . » كه در متن افزودهايم زائد است چه عبارت زير اين عنوان دنبالهء سطر آخر ص 154 است .
155 / 18 : دهكدهء قراكلاته ظاهرا صحيح نيست و نام اين دهكده چنان كه در ص 132 / 14 همين كتاب آمده است ، خراط كلاته است كوشك شاه غازى رستم در اين دهكده بوده است .
164 / 1 : قلعهدار گرد كوه را بكشت و سر او را به شيو انداخت .
164 / 10 : ظاهرا اصيل الدين ابو المكارم محمود الكاتب صحيح است .
166 / 21 : شعرى كه به زبان طبرى است معنى آن روشن نيست .
168 / 7 : معنى عبارت « خداوندى بترى بودى » روشن نيست .
170 / 4 : دىها در متن غلط و ديهها صحيح است .
172 / 18 : ظاهرا شكل صحيح عبارت چنين است : به اول منزل خراسان ، ملك به دو رسيد . « به » قبل از ملك زائد بهنظر مىرسد .
177 / 12 : « يا لايق پناهگاه اسلامىاند » مفهوم روشنى ندارد
178 / 2 : ملك الملوك شرف الملوك چنان كه در متن آمده صحيح است و تغييرى كه ما دادهايم بىمورد است .
181 / 19 : شايد شكل صحيح عبارت چنين باشد : عرصهء خراسان بر رعايا تنگ شد و بىسويتى آغاز نهادند . « بىسويتى » در 198 / 2 نيز آمده است .
183 / 3 : لارقصران ، به درهاى كه سرچشمهء اصلى رود هراز در آن جارى است اطلاق مىشود . اين دره از پاى خرسنگ شروع مىشود و از دهانهاى كه زير پلور است وارد لاريجان مىگردد . قصران ، آباديهاى كنار رودخانه جاجرود است . لار در اين تاريخ جزء خاك قصران بهشمار بوده است .
188 / 11 : راه نردبان يالو ، همان راه سرديك ( بكسر سين و دال و فتح ياء ) امروزى است سردى در زبان طبرى و گيلكى به معنى نردبان است . بندى بسيار مشكل بوده است و براى عبور از آن بار چهارپايان را مىگرفتهاند . نظام الملك نورى كم و
تاريخ رويان ( فارسى ) — صفحة 215
مساهمون: اولياء الله آملى
ص٢١٥