نصره - را در كلارستاق به مملكت ثابت گردانيد و به استقلال در ملك ، او را قرار داد و در امور ممالك به رأى و رويت او استضاءت جست و از جوانب فارغ و آسوده مىبود . و در ايام دولت او مردم رستمدار و رويان در عين جمعيت و استراحت بودهاند و در سياست رعايا و تدبير ملك و ضبط ولايت و راستى و درستكارى « 1 » ، در اين قرب هيچ ملكى به ملك تاج الدوله نرسيد .
مدت ده سال بدين منوال روزگار بگذرانيد و در سنهء اربع و ثلاثين و سبعمائه به مقام كدير ، به اجل مسماى خود برسيد و بقا به اولاد كرام و ابناء عظام خويش عزت انصارهم بگذاشت و نوبت پادشاهى به ملك اسلام ، خسرو زمان ، ملك الملوك رويان ملك جلال الدوله اسكندر عزت انصاره سپرد « 2 » .
ملك جلال الدوله اسكندر
چون در اين تاريخ كه ياد كرده شد ملك اسلام [ ملك جلال الدوله اسكندر ] عزت انصاره به ايالت رستمدار و رويان مستقل گشت و پادشاهى آن نواحى از فضل ربانى و قضاى آسمانى ، به استبداد حضرت دولت پناهى « 3 » ، او را دست داد ، برادرش ملك معظم ، مفخر ملوك العجم ، شاه و شهريار رويان ، - ملك فخر الدوله شاه غازى عزت انصاره - را در مملكت ناتل رستاق مستقل « 4 » گردانيد و پشت هريكى از ايشان به پشت ديگرى قوى گشت . احوال ممالك رويان ، نظام پذيرفت و ايام دولت ايشان و تاريخ روزگار و اوقات بزرگوار ايشان ، فهرست ايام و اعتبار شهور و سنين و اعوام گشت و روزبروز عرصهء مملكت عريضتر و بساط سعادت بسيطتر مىبود . و هرروز قواعد آن دولت
هامش
( 1 ) - در اصل : رستگارى .
( 2 ) - جملهها و مطالب بالا با تغييرات كمى در ص 68 و 69 تاريخ طبرستان سيد ظهير الدين نقل شده است .
( 3 ) - در اصل : دولت پناه .
( 4 ) - در اصل : هستبد .