[ باب هفتم ] [ در شرح حال باقى ملوك عزت انصارهم و ذكر وقايع ايشان . « 1 » ]
[ ملك تاج الدوله زيار بن شاه كيخسرو ]
روز قتل نصير الدوله بعينها روز مبدأ ملك ملك تاج الدوله زيار بود .
مملكت « » رويان بر او قرار گرفت و روزگار مساعدت كرد تا به مراد دل ممكن گشت . عز الدوله نام برادرى ديگر بود ، با او طريق مخالفت پيش گرفت و به اردوى اعظم رفته ، از سلطان وقت مدد طلبيد و به زدوگير برخاست . چون سعادت و دولت از كارخانهء قضا و قدر براى ملك تاج الدوله نامزد شده بود ، با او به زيان آمد و به اندك زمانى تلف شد . و روز بروز رونق و جمعيت ملك تاج الدوله ازدياد مىپذيرفت و كسانى كه در دل با ايشان نفاق داشتند و طريق فساد مىورزيدند ، همه به تيغ او هلاك شدند و جريان امور ملك بر مقتضاى ارادت او و منوال دلخواه مىبود و حشمت ممالك روزبهروز [ مى ] افزود و خلف صدق [ 88 ] خود - ملك اعظم جلال الدوله اسكندر عزّ
هامش
( 1 ) - مؤلف در اصل به جاى باب فصل نوشته بود .
( 2 ) - شايد : ملك .