لبئس ما لقيت منهم و ان بليت * بجانب الّطف تلك الأعظم الرّمم
كم غدرة لكم فى الدّين واضحة * و كم دم لرسول اللّه عندكم
امّا علىّ فقد ادنى قرابتكم * عند الولاية ان لم تنكر النّعم
هل جاحد يا بنى العبّاس نعمته * ابوكم ام عبيد اللّه ام قثم
اين خود ملامت دنياست كه برداشت تا غرامت آخرت چه خواهد ديد .
قوله تعالى :
الَّذِينَ يَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مِيثاقِهِ وَ يَقْطَعُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَ يُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ أُولئِكَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ .
چون خبر غدرى كه با رضا عليه السلام كرده ، به راه به سادات رسيد ، هرجا كه بودند ، پناه به كوهستان ديلمان و طبرستان و رى نهادند . بعضى را همينجا شهيد كردند و مزار ايشان باقى است و بعضى وطن ساخته ، همينجا مانده ، تا به عهد متوكل خليفه كه ظلم او بر سادات از حد درگذشت ، بگريختند و در كوهستان طبرستان و بيشهء اين طرف جاى ساختند و بنابر آنكه اصفهبدان مازندران و ملوك باوند از قديم الايام كه در اسلام آمدند ، متشيع بودهاند و معتقد سادات و ايشان هيچوقتى جز امامى المذهب نبودهاند ، سادات را در اين [ 43 ] ملك مقام بهتر از جاىهاى ديگر بودى .
چون متوكل از دنيا نقل كرد و به زندان خانهء جحيم پيوست ، فرزندانش بههم برآمدند و تفرقه در ميان ايشان ظاهر شد و سادات از اطراف خروج كردند . از آن جمله در كوفه سيدى بود نامش يحيى بن عمر بن يحيى بن الحسين بن زيد بن على بن الحسين بن امير المؤمنين عليهم السلام . اين سيد خروج كرد