به من نهند و درويشى اوست كه ما را و شما را سلامت دارد از دست برد ايشان . »
فى الجمله سادات علويه [ به ] سبب آوازهء ولايت عهد و حكومت امام رضا عليه السلام روى بدين طرف نهادهاند و او را بيست و يك برادر بودند با چندين برادرزادگان و بنى اعمام از بنى حسن و بنى حسين . اينها به رى و نواحى عراق و قومس رسيدند كه دست محبت دنيا قلم نسيان بر جريدهء بصيرت مأمون كشيد و تخم كينهء رضا در زمين سينهء مأمون نشاند و روى خرد او را به دود غفلت سياه كرد و مرتبهء دين و دولت بر او تباه كرد و او را بر آن داشت كه با آن همه عهد كه كرده بود ، به آخر غدر كرد و زهر در انگور تعبيه كرده و خورد « 1 » رضاى معصوم داد . تا امروز پانصد و شصت سال است تا مأمون گوش نشانده و ذنب ذنب بهدست او داده . دستها بر قفاكوبان ، نعرهء لعنت و نفرين به آسمان مىرسانند . كدام روز باشد كه از وقت طلوع صبح تا هنگام غروب آفتاب ، به حضرت رضا عليه التحية و الثنا هزار آدمى زيادت ، زيارت نكنند و نگويند كه : لعن اللّه من قتلك .
امير الامراى عرب سيف الدوله ابو فراس را قصيدهايست در مدح آل رسول و هجو آل عباس و اين ابيات بعضى از آن جمله است . « 2 » شعر :
باءوا بقتل الرّضا من بعد بيعته * و ابصروا بعض يوم رشدهم و عموا
لا يطغينّ بنى العبّاس ملكهم * بنو علىّ مواليهم و ان زعموا
لا بيعة ردعتكم عن دمائهم * و لا يمين و لا قربى و لا ذمم
هامش
( 1 ) - در اصل : درخورد .
( 2 ) - مطالب و عبارات بالا با تغييراتى در تاريخ طبرستان سيد ظهير الدين ص 197 و 198 نيز آمده است .