شاهدان شيرين معانى را زليخاوار پردهنشين الفاظ گردانيد .
از حضرت مخدومى سؤالى نمودهاند كه كتاب يوسف و زليخا در كدام سال به اتمام رسيد . على الفور جواب فرمودهاند كه شش محرم . در مرتبهء ثانى لب سؤال بر كيفيت تاريخ گشادند . آن حضرت فرمودند كه شش محرم . در مرتبهء ثالث عرض حال نمودند كه شش محرم چند شود فرمودند كه عدد خير . حال آنكه عدد شش محرم به عدد خير برابر است كه هشتصد و هشتاد و هشت است .
در همين تاريخ 888 بابر ميرزا ابن عمر شيخ ابن سلطان ابو سعيد در اندجان در شش محرم از ظلمات ملك عدم به روشنايى شهرستان وجود آمد . مولا ميرك كه از دانشمندان عصر و از فاضلان دهر بود اتفاقا با دهمين تاريخ حضرت مولوى روى داده .
تاريخ
چون در شش محرم آمد شه مكرم * تاريخ دولتش هم آمد « شش محرم »
در شهور 886 قطب الاقطاب ملاذ الابرار و الاخيار حضرت خواجه احرار قدّس سرّه در ولايت اندجان رفتند جهت صلح دو برادر يكى عمر شيخ ، ديگرى سلطان احمد كه از فرزندان سلطان ابو سعيد گركانند . اكثر در ميان هر دو برادر منازعت مىبود و از روى كريمهء عظيمهء
« فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ »
و هم به واسطهء قدوم خيريت لزوم آن حضرت بينهما مخالفت مرتفع گرديده صلح واقع شد .
وفات سيد نقى الدين
سيد نقى الدين محمد مير كرمانى از سادات عظام كرمانند و از چهار مذهب به قول امام شافعى عمل مىكردند . در علم فقه اعظم عظام و اعلم زمان و در ساير علوم ذوفنون دوران بوده . در تاريخ شهر ربيع الاخر 892 از دار دنيا به عالم عقبى شتافته . يكى از فضلا اين تاريخ را در سلك نظم منتظم گردانيدند .
تاريخ
عماد دين نقى الدين محمد مير كرمانى * كه در علم و عمل او را نباشد در جهان ثانى
ربيع الاخر آن سيّد به سوى عالم عقبى * سفر بگزيد و بيرون شد روان از عالم فانى
چو وصفش ذوفنون آمد به نزد اهل علم آخر * پى تاريخ فوت او تو نيزش ذوفنون خوانى