« يُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَيِّ » *
خواهد بود . » « 1 »
جاى ديگر از كتاب حاضر آمده است :
« و نيز منقول است از حضرت عزيزان و از زمانى كه معتكف بودند به حضرت اعلم - العلما و مرجع الفضلا ، مفسّر آيات كلام ربانى ، محدّث احاديث حضرت رسالتپناهى ، باللفظ و المعانى مولانا محمود گيلانى - جد راقماند - خطاب كرده فرمودهاند كه ايمان موالى مبنى بر كتاب است . اگر ايشان را اشتباهى روى دهد ، رجوع به كتاب نمايند . درين آيت بادرايت
« أَلا إِنَّ أَوْلِياءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ »
سخنان به خاطر مىرسد معنى فرمودند و حضرت مولانا محمود مقوّى آن معانى آيات و احاديث و منقولات از اكابر فرمودند . بعد از آن حضرت معنى ديگرى فرمودند و همچنين حضرت مولانا محمود نيز سخنان مؤيّد و مروّج آن مىكردند . پاسخ نوبت چنين واقع شده ، بعد از آن مبدأ فيّاض معنى ديگر بر ضمير صفانظير آن حضرت وارد شده . چون بيان اين معنى فرمودند ، حضرت مولانا متحير شده ، فرمودند كه فهم ما نرسد بر معانى ديگر . » « 2 »
و در جاى ديگر از همين كتاب آمده است :
جدّ والد راقم حضرت امير فتحى ابن امير سيد ابراهيم كه اصل ايشان از ولايت « اندگان » است و مناسبت به سادات ولايت تاشكند يافته ، تاشكندى گرديدهاند .
عالم علم لدنى عصمت اللّه ولى * چون ز عالم رفت در عالم دگر عصمت نماند
از وفات آن فريد العصر ، آن يكتاى دهر * عالمان را قدر رفت و علم را قيمت نماند
سال تاريخ وفاتش « فتحى » ماتمزده * نالهها كرد و بگفتا « در جهان عصمت نماند » « 3 »
ماده تاريخ « در جهان عصمت نماند » - 913 قمرى است .
بالاخره مؤلف كتاب دربارهء پدران خود ذيل احوالات خواجه عبيد اللّه احرار مىنويسد :
« بسى از اولياى كبار و علماى تأليف شعار ، تصنيف اقتدار در جوار مزار فيض آثارند .
از آن جمله آباى عظام و اجداد كرام راقماند . مفسّر آيات بيّنات ربانى ، مبيّن احاديث
هامش
( 1 ) . صفحهء 171 متن .
( 2 ) . ص 151 متن .
( 3 ) . قافيه تكرار شده است . صفحهء 171 متن .