چون منوّر بود او در ظاهر و باطن چو شمع * مجلس عشّاق را بودى ز سوز او ضيا
يافت جان طالبان از وى حيات جاودان * زينت اهل محبت بود آن پير هدى
او ازين عالم برفت گر تو به معنى عاشقى * من بگويم نكته تاريخ « زيب عاشقان »
ديگرى چنين فرموده :
تاريخ
توجّه كرد روح مرشد دين * به سوى عرش در ماه محرم
اگر پرسند تاريخ وفاتش * بگو « اى دل بر فته قطب عالم »
و در همين تاريخ وفات گيلدى محمد خان است . يوم چهار شنبه ماه ذى الحجه در تاريخ 939 ابو سعيد خان بن كوجكنجى خان كه پادشاه سمرقند بود شاهراه ملك آخرت پيش گرفت و مدت سلطنت آن عدالت خصال سه سال اهمال يافت .
بيت
اگر صد سال مانى ور يكى روز * ببايد رفت ازين كاخ دلافروز
مدفن خان در مدرسهاى كه خود بنا در سمرقند كرده است گرديد . الوقت همان مدرسه عالى برپا است . يكى از شعراء ظلم پيشه و ناخردمند تعدى انديشه به خان معدلت نشان ظلم را نسبت داده . « ظلم از ميان رفت » تاريخ يافته هرگاه كه حرف لام از ميان ظلم بيرون رود تاريخ حاصل مىشود .
تاريخ بناى مدرسهء مير عرب
در ولايت بخاراى هدايت لقب فضيلت مكتسب حضرت امير عرب مشار اليه به حليهء نسب آراسته و به زيور حسب پيراسته در زمان سلطنت پادشاه عاليشان عدالت نشان عبيد الله خان ملاذ و ملجا عالميان و پيشوا و مقتداى آدميان بوده خان سلطنت نشان را از روى عقيده و اعتقاد و از وجه مودّت و انقياد آنقدر بوده كه از فيض صحبت بهار خاصيت و از نسيم نفس صبا مرتبت آن صبح طينت شكفتگى در خاطر مىدميد و گلهاى مراد از رياض اعتقاد به اعانت آن صاحب ارشاد مىچيد . گاه از پرتو صحبت صفا مرتبتش لوح سينهء او چون مرآت صيقلى مىيافت ، گاهى از فاتحهء فايحهاش علم عالم رأيت ظفر