تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 1058

مساهمون:

ص١٠٥٨
كف ترك و تاجيك مىربود . هشتم : پرى بىپرواى آيينه خانهء شاهنشاه سپهر تحشّم ، پرى شاه خانم ؛ از شاهدان ولايت ارمن و دلبرى خسرو جهان را بغايت شكرريز و شيرين سخن بود . در فنون بازيگرى برحسب امر سلطان جهان سرورى ، بندبازى را اختيار نمود . والدهء نوّاب حاجى كيومرث ميرزا الملقب به ابو الملوك است و اين دو رباعى از زادگان طبع مؤلّف ، طريقهء رسن بازى او را سلوك . رباعيات :
آن شوخ كه ختم كرده طنّازى را * وز غمزه عيان ساخته غمّازى را تا گشته رسن‌باز دلم در زلفش * آموخته از دلم رسن‌بازى را
* * *
آن شوخ رسن‌باز به بالاى رسن * من كوفته سر چو ميخ در پاى رسن از غم چو رسن ضعيف كردم تن خويش * تا بر سر من پاى نهد جاى رسن
تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 1058 | ناصر افشار فر / ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )