ايضا قطعه
ظلّ حق فتحعلى شاه آنكه بود * با مخالف در جدال و در نزاع
آنكه در هر صبح و شام انداختى * مهر را از چهر در تحت الشعاع
كشورى او را مريد و او مراد * عالمى او را مطيع و او مطاع
داورى هر روز بودش بر مزيد * خسروى چل سال بودش بىنزاع
چون نمودى جاى در ايوان جواد * چون نهادى پاى در ميدان شجاع
اختر خصمش بدى در انحطاط * كوكب بختش شدى در ارتفاع
[ 507 ] بينوايان را همى مىداد مال * كاين تجارت را بسى بود انتفاع
رونق است از دار دنيا بيشتر * در ديار آخرت او را متاع
آن سرى كز تاج بيضا داشت عار * از اجل آخر رسيد او را صداع
خلق دهر از هجر او اندر ملال * اهل حشر از وصل او اندر سماع
خاورى كرد از خواص محرمان * چون وداع آخرينش استماع
از پى تاريخ سالش زد رقم * با جهان فتحعلى شه در وداع
تاريخ اربعه در يك شعر
فتحعلى شه از تخت شد خاورى و آمد * هر پاره زين دو مصراع تاريخ فوت سلطان
كيخسرو دوم شد امّت ز فتنه ويران * سلطان ز تخت افتاد ، وارونه گشت ايران
تاريخ ديگر
فتحعلى شاه چه شد واى واى * خسرو آگاه چه شد واى واى
رونق آفاق برفت آه آه * زينت خرگاه چه شد واى واى
مير جهاندار كجا حيف حيف * شاه فلك جاه چه شد واى واى