ذكر طايفهاى از سادات و علما و اشراف كه بعضى از ايشان با سلاطين آققوينلو معاصر بودهاند و زمرهاى در ايام دولت ابد پيوند شاهى اكتساب فضل و كمال نمودهاند
[ امير صدر الدين محمد الحسينى ]
از جمله اعاظم اولاد خير البشر و اكابر فضلاى دانشور در زمان جهانبانى امير حسن بيك و يعقوب ميرزا امير صدر الدين محمد الحسينى به بلدهء فاخرهء شيراز حفت بالاعزاز به نشر علوم محسوس و مفهوم قيام و اقدام مىنمود و به جودت طبع و دقت ذهن از جميع علماى متبحرين و فضلاى متأخرين ممتاز و مستثنا بود و آن جناب ، ولد ارشد امير غياث الدين منصور است كه در سلك سادات عالىنسب مملكت فارس انتظام داشت و مرجع اشراف و اعيان بوده پيوسته نقش خيرخواهى بر الواح خواطر آدميان مىنگاشت و امير صدر الدين محمد در ايام شباب نزد جناب افادت شعارى ، مولانا قوام الدين گلبارى تحصيل علوم نمود و به اندك زمانى در تمام علوم متداوله به درجهء كمال ترقى كرده آغاز درس و افاده فرموده در بلدهء شيراز مدرسهء رفيع وسيع ساخته هر روز به آن بقعهء شريفه تشريف حضور ارزانى مىداشت و طلبهء علوم را از نتايج طبع وقاد خود مستفيض گردانيده همت بر تأليف و تصنيف مىگماشت ، از جملهء نتايج قلم خجسته رقمش رسالهء تحقيق علم در اثبات واجب و حاشيهء شمسيه و حاشيهء مطالع و حاشيهء تجريد ، در ميان طلبهء علوم مشهور است و دقايق نكات آن مؤلفات افادت آيات بر الواح ضماير علماى فضايل مآثر مسطور .
وفات امير صدر الدين محمد بعد از فوت يعقوب ميرزا « 1 » به اندك زمانى اتفاق افتاد و چون تاريخ آن ماه و سال راقم حروف را معلوم نبود خامه به تقرير آن زبان نگشاد .
( جزو 4 ، ج 3 ، ص 110 - 111 )
و از امير صدر الدين محمد الحسينى الدشتكى پسرى ماند در كمال فضل و علو مقام
هامش
( 1 ) . در حاشيهء چاپى نوشته شده كه غياث الدين منصور در شرحى كه بر اثبات واجب نوشته ذكر كرده كه مولد صدر الدين محمد ، روز سه شنبه دوم شعبان سنهء 828 و قتلش در روز جمعه دوازدهم رمضان سنهء 903 به دست تركان بايندريه ساكن ديار بكر اتفاق افتاده است .