و در صنعت مقطوع و موصول به دو حرف و سه حرف و چهار حرف اين رباعى بر صفحهء بيان نگاشته كه :
اى در دل زارم زده دردت آذر * خالت به رخت بر گل نو نافهء تر
خطت به لب شكرشكن مشك ختن * چشمت عبهر شميم گيسو عنبر
و اين رباعى ديگر از جملهء منظومات حافظ على است :
در وقت سحر كه نرگس و لاله شكفت * مرغ سحرى نالهكنان اين مىگفت
برخيز كه بىنشئه بسى خواهى بود * برخيز كه در خاك بسى خواهى خفت
( جزو 3 ، ج 3 ، ص 349 - 350 )
مولانا حسنعلى
در سلك فضلاى فصيحزبان و بلغاى مليحبيان انتظام دارد و بعضى از مقدمات علوم را مطالعه نموده و اشعار سليس همواره نظم فرموده و از آن جمله اين رباعى است كه جهت انتقاش بر آتش برگدان گفته :
تا آتش عشقت به دل افروختهام * چون شمع همه سوختن آموختهام
اى آنكه دلى چو سنگ و آهن دارى * ليكن حذر از آه دل سوختهام
( جزو 3 ، ج 3 ، ص 350 )
مولانا شهاب الدين احمد الحقيرى
به لطف طبع و صفاى ذهن موصوف است و به مهارت در فن شعر و معما معروف .
اكثر متداولات را به استحقاق مطالعه نموده در تبيين و توضيح قواعد معما ، رسالهاى در غايت بلاغت نظم فرموده . در نظم قصيده و غزل نيز مهارت كامل حاصل دارد و در اين اوقات همواره در مدح و ثناى حضرت مملكت پناهى حبيب اللهى اشعار غرّا بر لوح بيان مىنگارد و اين غزل از آن جمله است كه :
ما را غم تو همدم جان حزين بس است * درد تو مونس دل اندوهگين بس است
گر با توام نماند گمان وفا چه باك * شد قتل من به تيغ جفايت يقين بس است