غالب شوند « 1 » چون « 2 » اوتار و شعور كه بمظاهرت يكديگر پيل از گسستن آن عاجز آيد و فروماند ،
رشته چون يكتا بود از زور زالى بگسلد * چون دو تا « 3 » شد عاجز آيد از گسستن زال زر « 4 »
و ببركات موافقت و مظاهرت از مهالك و « 5 » ورطهائى كه اميد فرج « 6 » از آن انقطاع پذيرفته باشد خلاص يابند « 7 » و هركس به نظر اهانت و اذلال دريشان نتواند نگريست و در ميان خلقان مرفّه و محترم و ممكّن و مكرّم روزگار گذرانند « 8 » و وجه تمكّن اعادى ازيشان مسدود ماند ، و بنزديك صاحب همّت چنين يكروزه زندگانى در حرمت بحقيقت « 9 » از يكساله كه « 10 » در ناكامى و مذلّت گذرد بهتر باشد ،
و للموت خير للفتى من قعوده * * عديما و من مولى تدبّ عقاربه « 11 »
چنگز خان و اروغ او برين « 12 » موجب از جهان اكثرى گرفتند و بقايا دم ايلى مىزنند و مال و خراج قبول مىكنند ، روزى « 13 » در ابتداى حالت « 14 » و خروج او پسران را اين « 15 » پند مىدادست « 16 » و بيكيك
هامش
( 1 ) كذا فى ب ( باصلاح جديد ) د ح ، آ ز : شود ، ه : كردند ( - گردند ) ، ج ندارد ،
( 2 ) كذا فى ه ز ، آ ب د ح : و چون ، ج اصل جمله را ندارد ،
( 3 ) ح : دو تو ،
( 4 ) ه ز : پور زال ،
( 5 ) ب ج د ح اين واو را ندارند ،
( 6 ) كذا فى ه ، باقى نسخ : فرح ، ز ندارد ،
( 7 ) ح : يابند ( - يابند ) ، باقى نسخ : يابد ،
( 8 ) كذا فى د ه ، ح : كذرانيد ، آ ب ج : كذراند ، ز : ممكّن كرداند ( كذا ) ،
( 9 ) آ افزوده : بهتر ، ز افزوده : به ،
( 10 ) آ د اين « كه » را ندارند ،
( 11 ) من جملة ابيات لابى النّشناش بالمعجمتين من لصوص بنى تميم ، انظر شرح الحماسة ج 1 ص 167 ، و الأغانى ج 11 ص 45 ( و فيه ابو النّسناس بالمهملتين و هو تصحيف وقع فى الطّبع ) ،
( 12 ) كذا فى آ ، باقى نسخ : بدين ،
( 13 ) ب د ز ح : و روزى ،
( 14 ) كذا فى جميع النّسخ ،
( 15 ) آ « اين » را ندارد ،
( 16 ) ه ز :
مىداده است ، ج : مىداد ،