بنزديك بورى « 1 » رفت « 2 » ، و تركمان « 3 » بيتكچى را بنزديك بيسو منكو « 4 » و تقاشى « 5 » كه خاتون او بود و امرا و نوينان الغ ايف « 6 » [ فرستادند ] « 7 » بعد از اعلام احوال آن جماعت « 8 » كه پاى دام « 9 » فعل خويش گشته بودند كه « 10 » اگر با شما درين مخالفت آن قوم را موافقتى نبودست « 11 » بىموجبى چندين اهمال در حركت بجانب ما از چه تواند بود و تراخى و تأنّى و تقصير بچه سبب ، اگر آن انديشه در ضمير ايشان « 12 » نبودست بىاهمال حركت بايد نمود و الّا موضع قتال و آلت نزال معيّن و معدّ بايد كرد و من انذر فقد اعذر « 13 » ، چون اين سخن را « 14 » بشنيدند هيبت پادشاه و
هامش
( 1 ) كذا فى ه ، آ ب ز ح : بورى ؟ ؟ ؟ ، ج : تورى ، د : يورى ، - مراد بورى بن ماتيكان بن جغتاى است ، رجوع بفهرست ج 1 و جامع ص 163 - 166 ،
( 2 ) يعنى به سمت ايلچىگرى ،
( 3 ) كذا فى آ ج د ح ، ه : ترمكان ، ب : نومكان ؟ ؟ ؟ ، ز : ترملكان ،
( 4 ) كذا فى ه ، آ : بيسو ؟ ؟ ؟ منكو ، ب ز :
ننسكومنكو ؟ ؟ ؟ ، ح : نيسومكو ، ج : يشنو منكو ، - وى پسر پنجم جغتاى است ، رجوع بص 27 حاشيهء 5 ،
( 5 ) كذا فى د ز ، آ ب : نقاشى ؟ ؟ ؟ ، ج : طقاشى ، ه :
تغاى ، ح : تغابنى ؟ ؟ ؟ ،
( 6 ) كذا فى د ، ج : اولغ ايف ، آ ه ز : الغ ايف ؟ ؟ ؟ ، ب : الغانف ؟ ؟ ؟ ، ح : الغ انف ، - مراد از الغ ايف همهجا اردوى جغتاى است و خود متن ما نحن فيه نيز صريح است در اين مطلب ،
( 7 ) از جميع نسخ ساقط است ولى براى وضوح عبارت لازم ،
( 8 ) يعنى جماعت شاهزادگان و امراى مخالفين كه توقيف شده بودند ،
( 9 ) كذا فى آ ب ج ، ح : بايدام ؟ ؟ ؟ ، ه : پاىبست دام ، ز : بام دام ، د : پامال ، - رجوع كنيد بص 24 حاشيهء 10 ،
( 10 ) آ ج « كه » را ندارند ، ز : فرستاد كه ( بجاى « كه » ) ،
( 10 - 11 ) كذا فى خمس نسخ ، ه : اگر شما را درين مخالفت با آن قوم موافقتى نبوده است ، و اين بدرجات روشنتر و سليستر از متن است ، د : اگر با شما مخالفت آن قوم را موافقتى نبوده است ،
( 12 ) يعنى در ضمير شما ، شاهدى ديگر براى استعمال جمع غايب بجاى جمع مخاطب ، رجوع كنيد بص 54 حاشيهء 15 ، و ص 55 حاشيهء 1 ،
( 13 ) اصل المثل هكذا : اعذر من انذر ، او قد اعذر من انذر ، انظر مجمع الأمثال فى باب العين ج 1 ص 320 ، و اللّسان فى ن ذ ر ،
( 14 ) ج ه ز « را » را ندارند ،