و زهرهء آن بود كه گردنكشى كنند و درين ميان كنارى پيدا نه كه من نجا برأسه فقد ريح « 1 » برخوانند و بيرون روند و پهلو ازين كار تهى كنند عاقبت سر بچنبر تقدير بيرون كردند و پاى از روزن تدبير بر كشيدند ،
و ابن اللّبون اذا ما لزّ فى قرن * * لم يستطع صولة البزل القنا عيس « 2 »
از غايت اضطرار نه بوجه « 3 » اختيار در مصاحبت « 4 » نوين به خدمت پادشاه روى زمين با سوارى چند معدود برفتند ، چندانك « 5 » نزديك اردو رسيدند از آن جماعت كه با ايشان بودند بيشتر را بداشتند و سلاحها باز گرفت « 6 » و قومى از امراى بدكنش « 7 » تباه كيش « 8 » را بىكيش و قربان 6 « 9 » فرمان شد تا هم در آن موضع در مصاحبت پادشاهزادگان نه نه « 10 » تكشميشى كردند و در اندرون اردو آمدند ، * يك دو روز « 11 » ازيشان هيچ نپرسيدند و صحيفهء بحث و تفحّص را سر به مهر گذاشتند تا روز سيّم كه بسعادت خرشيد از مشرق طالع « 12 » طلوع كرد نهار دولت مخالفان به مغرب ناكامى رسيد و بهار « 13 » عمر منافقان بخزان « 14 » كشيد باز جمعيّت كردند و
هامش
( 1 ) انظر مجمع الأمثال فى باب الميم ج 2 ص 169 ،
( 2 ) من قصيدة لجرير مطلعها :حىّ الهدملة من ذات المواعيس * * فالحنو اصبح قفرا غير مأنوسانظر الأغانى ج 8 ص 179 ، و شواهد المغنى للسّيوطى فى شواهد ال طبع مصر ص 61 ،
( 3 ) آ : بوحود ،
( 4 ) ج افزوده : منكسار ،
( 5 ) كذا فى ه ح ، آ ب ج ز :
چنانك ، د : چون ،
( 6 ) ب ( بتصحيح جديد ) ج د ز : باز گرفتند ، ه : باز گرفته ،
( 7 ) كذا فى ب ز ح آ ج د : كيش ، ه : اليش ( كذا ) ،
( 8 ) كذا فى خمس نسخ ، آ : كيش ؟ ؟ ؟ ، ج : ندارد ،
( 9 ) كيش بمعنى تير دان است كه تركش نيز گويند و قربان بمعنى كماندان ، رجوع كنيد بحواشى آخر كتاب ،
( 10 ) كذا فى ب ( بتصحيح جديد ) د ز ، آ : يا ؟ ؟ ؟ نهنه ، ج : تا نه نه را ، ه : بايد ؟ ؟ ؟ ، ح : بابه ؟ ؟ ؟ انسان ؟ ؟ ؟ ( كذا - ) ،
( 11 ) د : يكى دو روز ، آ ج : دو روز ،
( 12 ) كذا فى آ ج ، باقى نسخ ندارند ،
( 13 ) آ : نهار ، ح : بهار ؟ ؟ ؟ ،
( 14 ) آ : بحرار ؟ ؟ ؟ ،