شاها هزار سال بملك اندرون بمان * وانگه هزار سال بعزّ اندرون ببال
سالى هزار ماه و مهى صد هزار روز * روزى هزار ساعت و ساعت هزار سال
و امرا و لشكرها بيرون اردو صفها كشيده زيادت از هزار « 1 » مردان كار و مبارزان نامدار كه بحقيقت وقت ثار و كار « 2 » زار « 3 » از شيران كارزارند
خيل كليل دامس و صفائح * * لاحت كصبح اللّيلة الطّخياء
بر موافقت پادشاهزادگان كه در اندرون اردو بودند * سه نوبت « 4 » زانو زدند ، و « 5 » چون بفرّخى و يمن پادشاه جهان خرشيدوار در اوج مكنت در چهار بالش مملكت نشست همّت عاليه اقتضاى آن كرد كه حالى آسايشى و رفاهيتى بانواع جانوران و اجناس جمادات رسد ياسا فرمود كه هيچ آفريدهء درين روز ميمون طريق منازعت و مناقشت نسپرد و با يكديگر خصومت و مكاوحت ننمايند و بتماشا و عشرت مشغول باشند ، و تا « 6 » چنانك اصناف انسانى بفنون تمتّع و تنآسانى از روزگار انصاف مىستانند انواع حيوانات ديگر نيز ازين نصاب بىنصيب نمانند حيوانات انسى را آنچ مراكب « 7 » و حمولاتاند بعناء حمل « 8 » و قيد و شكال و بند و دوال تعرّض
هامش
( 1 ) كذا فى آ ب ج ه ز ، د : ده هزار ، ح : هزار هزار ،
( 2 ) ح ندارد ،
( 3 ) د ح ندارند ، - گويا بايد كارزار دو كلمه بطور موصوف و صفت مقصود باشد ،
( 4 ) كذا فى آ ج ، د ز : نه نوبت ، ب : به نوبت ؟ ؟ ؟ ، ه : بنوبت ، ح نوبت ، جامع ص 283 : نه بار ، - رجوع كنيد نيز بج 1 ص 147 س 21 ، و ص 148 س 4 ، و ص 207 س 4 ، 6 ،
( 5 ) آ ج اين واو را ندارند ،
( 6 ) كذا فى ب ، ح : و با ؟ ؟ ؟ ، د : و با ، ج ز : تا ، آ : با ؟ ؟ ؟ ، ه : و ،
( 7 ) كذا فى ه ، ج : مراكبات ، ح : مواكب ، آ : مردات ( ؟ ) ، ب ز :
مرادات ( ؟ ) ، د ندارد ،
( 8 ) كذا فى آ ج ح ه ، ب : حمل ( - حبل ) ، ز :
( از بغال و ) جمال ، د ندارد ،