و تصديق اين سخن آنست كه هزار بالش نقره بفرمود كه در بخارا مدرسهء سازند و شيخ الأسلام سيف الدّين الباخرزى مدبّر و متولّى آن عمل خير باشد و فرمود تا ديهها خريدند و بر آن وقف كرد و مدرّسان و طالب علمان « 1 » را بنشاندند ، و دايما بنواحى و اطراف صدقات فرستادى و بر مساكين و فقراء مسلمانان تخصيص « 2 » كردندى ، و برين جمله بود تا در ذى الحجّهء سنهء تسع و اربعين و ستّماية « 3 » كه هادم لذّات نداى رحيل در داد ،
ذكر احوال بجمن و استيصال او « 4 »
چون قاآن « 5 » منكو قاآن و باتو « 6 » و پادشاهزادگان ديگر را باستصفاء « 7 » حدود ولايات بلغار و آس « 8 » و روس « 9 » و قبايل قفچاق و آلان « 10 » و غير آن بفرستاد و تمامت آن نواحى از مفسدان خالى شد و آنچ از شمشير ياز پس ماندند سر بر خط فرمان نهادند از « 11 » متهتّكان « 12 » امراى « 13 »
هامش
( 1 ) طالب علمان جمع غريبى است و اكنون طالبان علم گويند
( 2 ) كذا فى ب ج د ه ، ح : تحصيص ، آ : تحصيص ؟ ؟ ؟ ( يعنى با حاء مهمله ، و اين از خصايص آ است كه براى تصريح بمهمله بودن حاء يك حاء كوچكى زير آن مىنويسد ) ، ز :
صرف ، - تحصيص با حاء مهمله كما فى آ ح بمعنى حصّه حصّه كردن و تقسيم نمودن كه مناسب مقام است در كتب لغت معتبره به نظر نرسيد ،
( 3 ) ه اعداد را ندارد ، د « ستّمايه » را ندارد ،
( 4 ) كذا فى ب بخطّ الحاقى و ح ( در هر دو : بجمن ؟ ؟ ؟ ) ، ج : ذكر بجمن ؟ ؟ ؟ قنجاق ، ا د ه ز اين عنوان را ندارند ولى آ به قدر دو سه كلمه بياض دارد ،
( 5 ) يعنى اوكتاى قاآن ، چنان كه معلوم است قاآن مطلق هميشه منصرف به اوست ،
( 6 ) كذا فى جميع النّسخ بدون اختلاف ،
( 7 ) كذا فى ب ح ، ا ج ز : باستقصاء ، د : باستقصاد ، ه : باستخلاص ،
( 8 ) كذا فى ب ه ، آ ز ح : اس ( يعنى بدون مدّ ) ، ج : ارس ، د : رؤس ،
( 9 ) د : راس ،
( 10 ) آ : الان ( يعنى بدون مدّ ) ، ح : الا ان ،
( 11 ) آ ز ح : و از ،
( 12 ) كذا فى ب ج ه ح ، آ : متهكان ؟ ؟ ؟ ، ز : متمكنان ، د : مستهلكان ،
( 13 ) فقط در ح ، باقي نسخ ندارند ، جامع التّواريخ طبع بلوشه ص 44 :
« بچمان كه از مهتران امراى آنجا بود » ،