تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة 299

مساهمون:

ص٢٩٩
يا هر دوى آنها بغين كلمه‌ايست تركى ( ) بمعنى سخن‌چين و ساعى و نمّام يعنى كسى كه در حقّ ديگرى سعايت كند خواه به حق يا بباطل براست يا بدروغ ( قاموس تركى به فارسى عدن « 1 » و حواشى بلوشه بر جامع التّواريخ 234 ، 522 ) ، اينك بعضى شواهد اين فقره : « از روى استحقاق و ياساى چنگيز خان كه ايقاق كذّاب را بكشند تا ديگر كسان اعتبار گيرند كشتن بر شما واجب بود » ( جهانگشاى 2 : 235 ) ، - « غلامى از ميان ايشان چنانك بر عجر و بجر مكايد ايشان واقف بود اسلام آورد و ايشان را ايقاق شد و آن گناه را بر ايشان درست گردانيد » ( ايضا ، 3 : 60 ) ، - « يلواج ايشانرا تعليم كرد كه بر من بانگ زنيد و فرياد داريد كه ما ايغاق يلواجيم ما را بچه گناه گرفته‌ايد و بند كرده » ( جامع التّواريخ طبع بلوشه 234 ) ، - « و غلامان مسلمانان را مىفريفتند كه چون ايقاقى خواجه كنيد شما را آزاد گردانيم » ( ايضا ، 521 - 522 ) ، - « ميان مغول طريقى محمود و عادتى مستحسن است كه هرگز ايقاق و سخن‌چين را اعتبار نكنند و به نظر اعتماد و اعتقاد بر ايشان ننگرند و اگر احيانا سبب جرّ منفعتى يا گوشمال معاندى ايقاقى را تربيت و تقويت كنند چون آن مصلحت كفايت شد او را مانند كلوخ مستجمر بعد از استعمال خبثى مستقذر دانند » ( وصّاف 42 ) ، - حافظ گويد :
زبان كشيده چو تيغى بسر زنش سوزن * دهان گشاده شقايق چو مردم ايقاغ
( 8 ) ص 64 س 7 ، اين بيت را با چند بيت ديگر ابن عبد ربّه در عقد الفريد 1 : 366 بابراهيم بن شكلة يعنى ابراهيم بن المهدى معروف عمّ مأمون نسبت ميدهد و هى هذه :
هامش
( 1 ) نسخهء كتابخانهء ملّى پاريسSuppl . ture 1000ورقb114 .
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة 299 | عطا ملك جوينى / محمد قزوينى