تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة 280

مساهمون:

ص٢٨٠

ذيل كتاب كيفيّت واقعهء بغداد از نسخهء مرحوم افضل العالم استاد البشر نصير الحقّ و الدّين محمّد بن محمّد الطّوسى رحمه اللّه « 1 »

بوقت آنك پادشاه جهان مادّهء امن‌وامان هلاكو خان عزم دخول بلاد ملاحده كرد جهت استيصال آن قوم ايلچى بخليفه فرستاد كه گفتهء من ايلم نشان ايلى آن باشد كه ما چون بياغى بر نشينيم ما را بلشكر مدد دهى ، خليفه با وزرا و نوّاب مشورت كرد كه مردى چند سپاهى فرستادن مصلحت باشد ، جماعت امرا و لشكريان گفته بودند كه مىخواهد « 2 » كه بدين بهانه بغداد و ملك خليفه از سپاهى خالى شود تا بهروقت كه خواهد بىزحمت درين ملك تصرّف كند ، بسبب اين سخن خليفه فرستادن لشكر در باقى كرد « 3 » ، چون پادشاه از استخلاص ولايت ملاحده فارغ شد و بجانب همدان پيوست از خليفه بازخواست سخت كرد و گفت لشكر نفرستادى ، بترسيد و با وزير مشورت كرد ، وزير گفت مالهاى بسيار از نقد و جواهر و مرصّعات
هامش
( 1 ) كذا فى ج ل ، م : كيفيّت فتح بغداد و واقعهء مستعصم خليفه و قتل و نهب آنجا منقول از نسخهء مرحوم سعيد مفخر الحكما استاد البشر خواجه نصير الملّة و الحقّ و الدّين محمّد بن محمّد الطّوسى عليه الرّحمة ، ن : در ذكر توجّه هولاكو خان و وقايع كه بر خليفه مستعصم و اتباع او و اهل بغداد واقع گشت منقول از ترجمهء جهانگشاى [ كذا ] منقولست از نسخهء ملك الحكما خواجه نصير الدّين محمّد بن محمّد الطّوسى نوّر قبره ، ( 2 ) يعنى هولاكو ، ( 3 ) يعنى كنار گذارد و از آن چشم پوشيد ، رجوع بمقدّمهء ج 2 ص ح ،