خبرى « 1 » ، عالم كه « 2 » از خبث ايشان ملوّث بود پاك گشت ، آيندگان و روندگان بىخوف و هراس و زحمت بدرقه شد و آمد « 3 » مىكنند و پادشاه جوانبخت را كه بنياد ايشان برداشت و از كسى ازيشان اثر نگذاشت دعاى دولت ميگويند ، و راستى آن بود كه اين كار مرهم جراحتهاى مسلمانى بود و تدارك خللهاى دينى ، جماعتى كه بعد ازين دور و عهد در رسند بدانند كه فتنهء ايشان تا بچه غايت بود و تشويش در دل خلق عالم تا بچه حدّ كشيده ، كسى را كه با ايشان دم موافقت بودى از عهد پادشاهان گذشته تا وقت شاهان وقت خوف و بيم بودى ، و از مخاصمت « 4 » ايشان شب و روز در مضيق زندان از ترس رندان « 5 » ايشان ، پيمانهء بود كه بسر آمد و بادى مىنمود كه بسته « 6 » شد ، ذلك ذكرى للذّاكرين و كذلك يفعل اللّه بالظّالمين ،
( حكايت خطّ كاتب نسخهء آ )
تمام شد كتاب تاريخ جهانگشاى جوينى بفرّخى و پيروزى روز شنبه چهارم ذى الحجّه سنهء تسع [ و ] ثمانين و ستّمائة على يدى العبد الضّعيف رشيد الخوافى « 7 » و الحمد لوليّه و الصّلوة على نبيّه محمّد ،
هامش
( 1 ) تنقيط قياسى از روى ب ح : و در جهان حبرى ؟ ؟ ؟ ، آ : و جهان از حيرى ، ساير نسخ : و جهان از جيزى ، و جهان از خيرى ،
( 2 ) كذا فى ز س ، آ ج م : كه عالم ( بجاى : عالم كه ) ،
( 3 ) كذا فى آ ، ب ح ى م س : شد آمد ،
( 4 ) س : و از مخالفت و مخاصمت ،
( 5 ) تنقيط قياسى ، آ : رندان ، اغلب نسخ : كارد زنان ( بجاى « رندان » ) ،
( 6 ) كذا فى اكثر النّسخ ، د : نشسته ، ح : بسر ،
( 7 ) تنقيط قياسى ، و فى الأصل : الحوافى ،