بر تتبّع سنّت الهيّت « 1 » كه
وَ ما كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولًا
رسل بجانب ركن الدّين « 2 » بشيرا و نذيرا تأميلا و تحذيرا متواتر و متوالى فرمود تا مگر بمدارات و مجاملت پيش آيد و انقياد و طواعيت را از تصاريف زمان شادمان « 3 » سازد ، چون هر نوبت از راه جوانى جوابى از هدف صدق دور و از طرف « 4 » صواب مهجور ظاهر آن با باطن مخالف و قول از فعل متجانف مىفرستاد راى آفتاب پرتو پادشاه كه مرآت « 5 » ماهيّت اشياست « 6 » و عقل را كيميا بر آن قرار گرفت كه قلاع ركن الدّين را كه با قرن الثّور سرو مىسائيد « 7 » و از غايت رفعت كمر « 8 » آن با جوزا دست در كمر مىزد « 9 » و با ايوان كيوان مسامات مىنمود « 10 » بمردانى كه در نقار « 11 » و جدال اختران قاطعاند آفتاب اگر بمقارنهء ايشان گرايد چون ماه شبروى آغاز كند و بهرام اگر در مقابلهء تير « 12 » آن طايفه آيد چون زهره مشترى سلامت شود پست كند و پشت ايشان را
هامش
( 1 ) ج : الهى ،
( 2 ) ج افزوده : خورشاه ، ز افزوده : خواررمشاه ( كذا ) ،
( 3 ) كذا فى خمس نسخ ، آ : سادمان ، ه : سايبان ، - شادمان چنان كه در پنج نسخهء قديمى دارد مقصود از آن درست معلوم نشد ، و از سياق عبارت و نيز بقرينهء نسخهء ه چنين به نظر ميآيد كه شادمان در مورد ما نحن فيه بمعنى سايبان و پناهگاه و نحو آن بايد باشد و در فرهنگها چنين معنى براى شادمان مذكور نيست فليحرّر ،
( 4 ) كذا فى جميع النّسخ ، لا « طرق » كما يمكن ان يتوهّم ،
( 5 ) فقط در ه ،
( 6 ) كذا فى آ ج ه ز ، ب : ماهيت اساست ، د : ماهيت را سماست ، ح :
ماهيت را سياست ؟ ؟ ؟ ( - سناست ) ،
( 7 ) تصحيح قياسى ، شش نسخه : مىسايد ، ه : مىرساند ،
( 8 ) تصحيح قياسى ، ب ز : مكر ، آ : مكر ؟ ؟ ؟ ( كذا ) ، ح : تكر ، ج : ملو ، د ه ندارند ،
( 9 ) كذا فى ستّ نسخ ، ب بتصحيح جديد : مىزند ،
( 10 ) كذا فى ستّ نسخ ، ب بتصحيح جديد : مىنمايد ،
( 11 ) كذا فى ب ج ه ، آ : نهار ؟ ؟ ؟ ، ح : بقار ؟ ؟ ؟ ، د ز : بقار ؟ ؟ ؟ ، - در ج 1 ص 80 س 11 و ص 98 س 16 « نفار » با فاء بايد به « نقار » با قاف تصحيح شود ،
( 12 ) كذا فى ه ، ب د ز ح با تنقيط ناقص يا فاسد ، آ : سر ، ج : شيران ،