نسخهء فتحنامهء الموت « 1 »
الحمد للّه الّذى صدق وعده و نصر عبده و اعزّ جنده و هزم الأحزاب وحده و الصّلوة و السّلام على النّبىّ الّذى لا نبىّ بعده ، از آنگاه باز كه سابقهء حكم محكم كن فيكون مفاتيح ممالك ربع مسكون نوبت بنوبت در كف قدرت سلاطين روزگار و خواقين كامگار نهادست و در هردور بر مقتضاى حكم و ارادت سرورى از عالم غيب بظهور مىآورده و در مشارق و مغارب فتوحى كه « 2 » نفحات آن مشامّ خلايق را معطّر گردانيدست چنانك ذكر آن در بطون صفحات مسطورست و بر ظهور منابر مذكور طراز كسوت احوال هريك مىگردانيده تا اكنون كه « 3 » بسيط
f . 150 a
روى زمين بعدل شامل و عقل كامل خان خانان مادّهء نعمت امن و امان فرمانده زمين و زمان برداشتهء صنع « 4 » قدرت رحمان منكو « 5 » قاآن متحلّى « 6 » شدست و انوار عاطفت و رأفت از افق نصفت و معدلت متجلّى « 7 » گشته چنين فتحى مبين كه عنوان
إِنَّا فَتَحْنا لَكَ فَتْحاً مُبِيناً
است و بارى جلّ جلاله و عمّ نواله بواسطهء حركت و عزيمت پادشاه خجستهفر و شاه « 8 » دادگستر
آنك دين تيغ او قوى دارد * * فرّ و آيين خسروى دارد
هولاكو كه براق همّت عاليش فرق ثريّا بسايد « 9 » و برق « 10 » عزيمت مصمّمش روى ثرى بسايد « 11 » ميسّر گردانيد و عقد آن را براى گرهگشاى
هامش
( 1 ) كذا فى آ ، ج : ذكر فتحنامهء كى در انروز اثبات افتاذ [ در ] كشاذن قلاع ملاحده و نزول ركن الدّين خورشاه بن علاء الدين ، ب د ح : و النّسخة هذه ، ز : موضع ديكر ، ه ندارد ،
( 2 ) آ « كه » را ندارد ،
( 3 ) آ ج « كه » را ندارند ،
( 4 ) ه ندارد ، ج : صنع و ،
( 5 ) ه : مونك كا ،
( 6 ) آ : منحلى ؟ ؟ ؟ ، د : متجلى ،
( 7 ) آ : متجلى ؟ ؟ ؟ ، ب : متحلى ،
( 8 ) د ح : شهريار ، ج : خان ،
( 9 ) د : سايد ، ح : بايذ ،
( 10 ) ج : بر ، آ : بر ؟ ؟ ؟ ،
( 11 ) كذا فى ب د ز ح ، ج : ببسايذ ، آ : بستاند ، ه ندارد ، - ظاهرا يكى از اين دو