هركس « 1 » كه از طرف ايشان بودند بانواع سيورغاميشى « 2 » مخصوص گشتند « 3 » ، و بعد ازيشان اميركبير ارغون را « 4 » كه « 5 » مسافت نيك بعيد بود مقارن « 6 » خوف و وعيد بعدما كه قوريلتاى پراگنده شده بود و پادشاهزادگان هركس با وطن خويش رفته در بيستم « 7 » صفر سنهء خمسين و ستّمايه ببندگى حضرت رسيد « 8 » ، و چون عنايت ازليّه و كفايت « 9 » ابديّه پيوسته همعنان او بودست و « 10 » در مقدّمه در مشايعت « 11 » بندگى دولت و متابعت هوادارى اخلاص حضرت بذرايع متين « 12 » و وسايل مبين « 13 » اختصاص يافته بود و عند الصّباح به حمد القوم السّرى « 14 » بنجاح آمال و ادراك مقاصد ممتاز شد و حكم ممالك خراسان و مازندران و هندوستان و عراق و فارس و كرمان و لور وارّان و اذربيجان و گرجستان و موصل و حلب در كف او نهاد و هرك در خدمت او بودند « 15 » از ملوك و امرا و بيتكچيان بر وفق استصواب و عنايت او مخصوص شدند و سيورغاميشى يافت « 16 » و در بيستم رمضان من السّنة المذكورة روان شدند ، و از آن جماعت بعضى را هرگونه مصلحتى مانده بود روزى چند از پس بماندند و بر عقب او بخوشدلى بازگشتند ، و با آن « 17 » جماعت
هامش
( 1 ) كذا فى ج ح ، آ ب د ه : هركس را ، ز جمله را ندارد ،
( 2 ) د ز : سيورغامشيها ، ب : سيورقامشيها ، ج ندارد ،
( 3 ) ه : كردانيد ، ج ندارد ،
( 4 ) اين « را » در جميع نسخ موجود است ،
( 5 ) كذا فى د ه ، آ ج ز ح « كه » را ندارند ، ب بخطّ جديد بجاى « كه » : چون ،
( 6 ) د ز ح :
و مقارن ،
( 7 ) اين كلمه در آ ممكن است « هستم » ( - هشتم ) نيز خوانده شود ،
( 8 ) د ح : رسيده ،
( 9 ) كذا فى ج د ه ز ، ب ح : كفايت ( بدون واو ) ، آ : بسعادت ،
( 10 ) اين واو فقط در ج دارد ،
( 11 ) كذا فى د ه ز ح ، ب : مسايعت ؟ ؟ ؟ ، آ ج : مسابقت ، رجوع بص 73 ح 16 ،
( 12 ) كذا فى د ز ، ج ه : مبين ، آ : مبين ؟ ؟ ؟ ، ب ح : مبين ؟ ؟ ؟ ،
( 13 ) كذا فى د ز ، ج ه : متين ، آ ب ح : متين ؟ ؟ ؟ ،
( 14 ) انظر مجمع الأمثال فى اوّل باب العين ( طبع مصر 1 : 303 ) ،
( 15 ) آ : بود ،
( 16 ) ج ه ز : يافتند ، د ندارد ،
( 17 ) ب د ه ز ح : اين ،