طلق و شيشهاى ملوّن به طرح « 1 » و آراستگى گلشن مهيّا نموده ، در پيش چراغها بر پاى دارند كه روشنايى شموع به الوان مختلفه در نظر بينندگان جلوهگر گردد و منظور نظر كيميا اثر آن بود كه ايلچى روم در آن مكان تمام صفاى « 2 » خورشيد ضيا ، احراز رحضت پاى بوس نمايد .
چون در اثناى اين احوال « 3 » مزاج اقدس را از منهج اعتدال فى الجمله انحرافى حاصل شده و بيمارى ايلچى « 4 » نيز در اين اثنا وقوع يافته بود ، « 5 » ديدن ايلچى به تعويق [ گ 253 ب ] افتاد و عيد را در آن مكان گذرانيدند و به توفيق الهى و حسن تدابير « 6 » صايبهء حكيم محمّد حسين و حكيم محمّد سعيد « 7 » اطباى سركار خاصّهء شريفه به فصدهاى متعدد و آشاميدن مسهلهاى متوالى عارضهء مزبور رفع گرديد و به جهت تغيير آب و هوا رايات اقبال متوجه شكار گندمان گشت و در اين اثنا سليمان خان بيگلربيگى كردستان بدون عرض و تحصيل رخصت « 8 » به درگاه جهان پناه آمده « 9 » و چون وجه « 10 » آمدن مشاراليه مشخص نبوده در سفر مزبور سايه مثال از جملهء ملتزمان ركاب گردون قباب مىبود و در اوقاتى كه مشغول سير و شكار بودند ، روز به روز مزاج مبارك به اصلاح آمده بالكليّه « 11 » رفع آن عارضه شد و مكرر به طريق كومه و قهال و شكار « 12 » كلنگ آسمان آهنگ و ساير وحوش و طيور نموده به علت قرب زمستان و رسيدن هنگام نزول برف و باران « 13 » به صوب و صواب دار السلطنهء اصفهان مراجعت واقع شد .
شرح معزولى سليمان خان اردلان و تعيين « 14 » حكام كردستان « 15 »
بعد از مراجعت رايات نصرت آيات به مقر سلطنت و مستقر خلافت جماعت اردلان كه به رفاقت سليمان خان به درگاه آسمان نشان آمده بودند به هيأت
هامش
( 1 ) . مر : - « به طرح » .
( 2 ) . م : صفا .
( 3 ) . م : حال .
( 4 ) . د ، ده ، مر : + مزبور .
( 5 ) . مج : بوده . د : - « بود » .
( 6 ) . م : تدبير .
( 7 ) . د : - « سعيد » .
( 8 ) . اساس ، م : - « رخصت » .
( 9 ) . م : - « آمده » .
( 10 ) . اساس ، م : - « وجه » .
( 11 ) . اساس : با الكليه . مج : - « بالكليه » .
( 12 ) . مج : - « و شكار » .
( 13 ) . م : + به سمت .
( 14 ) . مر : تغيير .
( 15 ) . د ، مج : « عنوان » سفيد است .