از وزارت يافتن ميرزا تقى فيما بين نهايت كلفت و عداوت به هم رسيد و چون ميرزا تقى نهايت اعتبار داشت پيوسته در تضييع او كوشيده ، رفته رفته موجب كسر شأن و وهن اعتبار او گرديد و اكثر مهمّات متعلّقهء به دو را خود مباشر گشته به انجام مىرسانيد و تا آخر زمان آن حضرت اين خدمت به دو مرجوع بود .
حكماى عظام
اول حكيم شيخ شمس الدين محمد كاشى ولد حكيم سيفا طبيب ذات اقدس بود و اعتبارى وافر داشت ، چنانچه در مهام و امور كلّيه به رأى او استشاره مىفرمودند . در ايام وزارت ميرزا تقى فيما بين ايشان بعد از نهايت ربط و آشنايى كه قبل از وزارت بود غبار كلفت بالا گرفته بالاخره معزول گرديد . مردى بود شكفته روى و خندان و با اهل الله خون گرم و مهربان ؛ در فن طبابت و بلدى مزاج وهّاج از همكاران در پيش بود .
ديگر حكيم احمد ولد حكيم سلمان شيرازى است . بعد از حكيم شمسا طبيب خاصّه گشته ، نهايت اعتبار يافت . مشاراليه ولد حكيم سلمان شيرازى است . به معلمى نوّاب خاقان رضوان مكان سرافراز گشته كمال محرميت به هم رسانيده بود .
ديگر [ گ 145 آ ] حكيم حسام الدين مشهور به شاه حسام ولد كاشفا يزدى ، اولا طبيب دار الشفاى اصفهان بود . در ثانى الحال در سلك ملازمان خاصّه انتظام يافت و در ايام سعادت توأمان اعليحضرت ظلّ رحمن چندى طبيب ذات همايون شد و در طى احوال آن زمان ذكر خواهد شد .
ديگر ميرزا محمد ولد حكيم محمد باقر قمى از اولاد حكيم عماد الدين محمود است در فن طب حذاقتى تمام و از ساير علوم بهرهء مالاكلام داشت . گاهى متوجه نظم شعر مىگويد ؛ از سخنان اوست .
[ بيت ]
در هستى و خوابم نرود عشق ز خاطر * آسودگى افتاده به بيهوشى ديگر