مرتكب امرى كه موجب خانه « 1 » خرابى خلق اللّه باشد نشد و تا آخر زمان آن حضرت امير شكارباشى بود .
امير آخورباشيان
اول على بيگ زنگنه مشهور به على بالى ، مردى بود به شجاعت موصوف وقايع ديده و در طريق سپاهيگرى زحمت بسيار كشيده ، شاهرخ سلطان ولد او بعد از او امير آخورباشى شد و بعد از آن به ايالت كلهر و دينور و سنقر و آن حدود ترقى نموده ، به اجل طبيعى فوت شد و بعد از ايالت او شيخ على بيگ برادر او امير آخورباشى و بعد از فوت او حاكم محال مزبور گرديد .
نجفقلى بيگ برادر ديگر او امير آخورباشى و تا آخر زمان آن حضرت به خدمت مزبور سرافراز بود و احوال شيخ على خان و نجف قلى بيگ را در طى واقعات زمان فرخنده نشان اعليحضرت نوّاب صاحبقران ظلّ رحمن مرقوم خواهد گردانيد .
[ گ 144 ب ]
واقعه نويسان
اول طالب خان چنانچه منظور شد در اول جلوس واقعه نويس شد و احوال او رقمزدهء كلك تحرير گشت . ديگر ميرزا محمد از مردم تويسركان و در زمان نوّاب گيتى ستان نخست وزير ناظر بيوتات و بعد از آن واقعه نويس و وزير غلامان شد . در اين سال اول جلوس كه طالب خان به رتبهء واقعهنويسى سرافراز شد وزارت غلامان در وجه او برقرار گشت و بعد از وزارت طالب خان به دستور واقعه نويس شد و در دار السلطنهء تبريز به رحمت ايزدى پيوست .
ديگر ميرزا معصوم در زمان نوّاب گيتى ستانى ملازم خواجه محمد رضاى فدوى مشهور به ساروخواجه بود و در اوقاتى كه ساروخواجه تقرير قواماى مستوفى الممالك مىنمود مستوفى بقايا شد و به شرحى كه مذكور شد ، رتبهء واقعهنويسى يافت و تا حين وزارت ميرزا تقى كمال اعتبار و استقلال داشت و بعد
هامش
( 1 ) . متن : خوانه