قلعه مخالفت به هم رسيده روميان و اكراد عرضهء تيغ غازيان افشار شده قلعه را تسليم نمودند و خدمت خواجه مقصود على در وجه استحسان يافته افشاران در سلك قورچيان منتظم گشته تقصير [ گ 79 آ ] ايشان مقرون به عفو گرديد .
ذكر آمدن مرادپاشا
مراد پاشا در اين سال با وجود ارسال رسل و رسائل و گفتگوى صلح تا دار السلطنهء تبريز آمده چند روز در آن حدود اقامت نمود و بنابر قلّت آذوقه و احاطهء جنود قزلباش بر اطراف و اكناف ايشان جيل پاشا را با گروهى انبوه به طلب ذخيره فرستاده بودند و سپاه نصرت پناه سر راه بر پاشاى مزبور گرفته بعد از ستيز و آويز پاشاى مزبور به قتل رسيد ؛ و مراد پاشا بعد از وقوع اين امر تاب توقف نياورده طبل رحيل كوفته ، روانه گرديد ؛ و نوّاب گيتى ستانى حكم به اطلاق جمعى كه در جنگ گرفتار شده بودند كرده ، روانه ساختند . مراد پاشا ، محمد پاشا را با شمامهء عنبر به استنبول فرستاده ، خواندگار امر مصالحه را حواله به رأى و رويّت مراد پاشا نموده بود و چون قرارداد امر مصالحه از دربار الهى حوالى به مراد پاشا نشده بود ، مومى اليه در اثناى اين امر نداى ارجعى را اصغاء نموده ، سالك مسالك ديار عقبى شد ؛ و محمد پاشا سردار جلاليان و محمد سلطان بيات حاكم نيشابور و مير فيض اللّه مجلس نويس و وزير غلامان نيز در اين سال داعى حق را لبيك اجابت گفتند و مير ابو المعالى كه از سادات برزه رود و نطنز است به رتبهء مجلسنويسى و وزارت غلامان سرافرازى يافت ؛ و حكومت نيشابور به بيرام على سلطان خويش محمد سلطان بيات شفقت شد .
سوانح تنگوزئيل سنهء هزار و بيست و يك كه سال بيست و پنجم جلوس است
هنگامهء نوروزى اين سال در باغ نقش جهان اصفهان گرم گرديده در اثناى اين جشن و نشاط عريضهء محراب خان حاكم مرو مشتمل برآمدن ولى محمد خان به درگاه جهان پناه رسيد و حكم همايون « 1 » نفاذ يافت كه به هر ولايت كه وارد گردد
هامش
( 1 ) . متن : هميون