تركستان بنا بر خوفى كه از او داشتند سر به دايرهء اطاعت او درنياوردند و اين معنى موجب رسوخ عزيمت فتح خراسان كه هميشه در خاطر خطير بود گشت .
قضاياى ماوراء النهر « 1 »
در حين حيات عبد اللّه خان ، [ عبد المؤمن خان از طرف پدر به لقب ارجمند خانى معزز و مكرم بود ، چنانچه مردم ماوراء النهر و اوزبكيه عبد اللّه خان را خان كلان و اورا خان خرد مىگفتند و حكومت ولايت بلخ و توابع را به او داده بود به سعى خود و امداد پدر ولايت بدخشان را نيز از تصرف سلاطين زادههاى جغتاى بيرون آورده حاكم بلخ و بدخشان بود ] « 2 » عبد المؤمن خان [ گ 63 آ ] بعد از فوت عبد اللّه خان بر مسند سلطنت متمكّن گشته با لشكرى جرّار متوجه تأديب هزاره خان كه از تاشكند بود گشته بعد از تلاقى فريقين بر ايشان غالب شده اكثر بنى اعمام و اقوام خود را سالك راه عدم گردانيده سواى پيره محمد خان « 3 » نامى كه در كمال بىوجودى در كيف خانمها به سر مىبرد و دو سه پسر او به هيچ كس ابقا ننمود .
كشته شدن عبد المؤمن خان
عبد المؤمن خان بعد از استقلال در امر سلطنت چون اكثر اوقات با امراى عبد اللّه خان عموما مخاطبات عتاب آميز مىنمود و عبد الصمد بهادر اميرآخور و محمد قلى بهادر سخت كمان متقبل قتل او گشته در كمين فرصت شدند و در شبى كه عبد المؤمن خان با كمال شوكت با سپاه انبوه از حوالى دهى مىگذشت هر دو در روشنايى مشعل به يك بار شصت گشادند ؛ قضا را تير هر دو بىخطا افتاده عبد المؤمن از پاى درآمد . ايشان با شمشيرهاى كشيده « 4 » بر سر او دويده مشعلداران فرار نمودند و سر او را از بدن جدا ساخته يكى از چهرهها كه بر سر او ايستاده بود پاره پاره كرده ، روانهء بخارا شدند . امراى بلخ از اموال او چه مقدار كه مقدور بود برداشته روانهء بلخ
هامش
( 1 ) . متن : ماورا النهر
( 2 ) . بر اساس عالم آراى عباسى تصحيح دكتر رضوانى ، ج 2 ص 879 تكميل شد .
( 3 ) . متن : پير
( 4 ) . متن : كنده