نوّاب جنت مكان را به ميان خود برده به دفع خصمان پردازند . اين معنى ملايم طبع اشرف نيفتاده مقرر داشت كه قورچيان ايشان را تيرباران نمايند و ايشان از موافقت نوّاب جنت مكان مأيوس شده راه فرار پيش گرفته و بسيارى از ايشان به قتل رسيده « آفت تكلّو » « 1 » يان تاريخ اين قضيه شد و بعد از فرار ، به بغداد رفته ، محمد خان شرف الدّين اغلى تكلّو حاكم بغداد ، قندوز سلطان و حسين سلطان و جمعى از بىادبان تكلّو را به قتل رسانيد و سرهاى ايشان را به درگاه و الا فرستاد . و بعد از اين واقعه شاه جنت مكان حسين خان شاملو را طلب داشته منصب امير الامرايى قزلباش به او و عبد اللّه خان استاجلو كه هر دو همشيره زاد [ هء ] خاقان سليمانشان بودند ، عنايت شد و اولمه تكلّو كه در آن وقت امير الامراى آذربايجان بود ، اراده كرد كه به جاى چوهه سلطان وكيل باشد و با لشكر آراسته متوجه اردوى همايون گشت .
شاه جنت مكان بر سر او ايلغار نمود و اولمه از غضب پادشاهانه انديشيده ، به آذربايجان فرار نمود و خود را به وان رسانيده ، متحصن شد و از آنجا از اين دولت همايون روگردان شده ، از سلطان سليمان خواندگار ، استمالت يافته روانهء استنبول شد و سلطان سليمان [ را ] بر حرب نوّاب جنت مكان ترغيب نمود . سلطان سليمان چهار نوبت لشكر به ديار عجم كشيده مرتبهء اول به اغواى اولمه ، مرتبهء دوم به اغواى غازى خان تكلو و ذو القدر اوغلى ، مرتبهء سيوم به اغواى القاص ميرزا ، مرتبهء چهارم به شيطنت اسكندر پاشا حاكم ارزن الروم .
ذكر وقايع خراسان و آمد شد اوزبك
عبيد خان ابن محمود سلطان ابن ابو الخير خان ابن دولت شيخ اغلن كه از نژاد شيبان [ گ 18 ب ] ابن جوجى ابن چنگيز خان و عم زاده حقيقى شيبك خان ابن بوداق سلطان ابن ابو الخير خان مذكور است به هوس تصرف ملك خراسان شش مرتبه لشكر به خراسان كشيده و تا دوازده سال ملك خراسان لگدكوب سم مراكب آن گروه خذلان توامان بود .
هامش
( 1 ) . 937