تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ برمكيان ( فارسى ) — صفحة 31

مساهمون:

ص٣١
دارد « 1 » و توسط همانها به زبان عربى راه يافته و با تبديل « پ » به « ب » به صورت برمك درآمده است « 2 » . زاخاو نيز كلمهء برمك را صورتى از واژهء پرمگ هندى دانسته « 3 » است . اما چنين واژه‌اى در سانسكريت وجود ندارد بلكه
Pramukha
مركب از دو جزء
pra -
( فرا ، پيش ، جلو ) و
mukha -
( دهان ، چهره ، صورت ) است . تنها در برگردان تبتّى گويشهاى ختنى
pramukha
مىتوان تلفظ
parmok
را درست دانست « 4 » . ظاهرا برخى ديگر از محققان برمك را مشتق از پركرمه
parakrama
دانسته‌اند اما فوشه آن را مردود شمرده و آورده كه اين اشتقاق با مبانى فقه اللغه منطبق نيست ، بلكه بايد گفت برمك از واژهء نوه كرميكه
Nava - Karmika
، لقب كسى كه سازندهء نوبهار بوده مشتق شده و نام اين شخص در كنار نام پادشاه عصر در كتيبهء كانيشكا در موزهء پيشاور موجود است « 5 » . عبد الحى حبيبى نيز همين نظر را تأييد كرده و آورده كه نوه كرميكه نام ناظر قصور سلطنتى بوده است « 6 » .

2 - بلخ و نوبهار

بلخ يكى از كهن‌ترين شهرهاى خراسان ، از مهمترين مراكز تمدنى ايران و محل برخورد فرهنگها و آئينها و آداب و انديشه‌هاى آسياى غربى ، ميانه و دور به شمار مىرفته است . دربارهء بناى اين شهر روايات مختلف در دست است . بسيارى از جغرافىدانان عصر اسلامى به وصف اين شهر پرداخته و از حدود ، باروها ، دژها و موقعيت و فواصل آن با شهرهاى ديگر ياد كرده‌اند و برخى آن را تختگاه فرمانروايان محلى خراسان ملقب به « ترخان » ( طرخان ) دانسته‌اند « 7 » . مطابق برخى روايات داستانى ، بلخ در زمان لهراسب ساخته و به جاى استخر پايتخت گرديد و لهراسب را به همين مناسبت « بلخى » خوانده‌اند « 8 » . در سنگ نبشتهء بهستان ، در زمرهء ممالك قلمرو
هامش
( 1 ) .Mac Donell , 171 , 180 , 230. ( 2 ) .Bailey , BSOAS , X / 921 , XI / 2 ; Ibd , opera , 2 / 182. ( 3 ) . معين ، مزديسنا ، 2 / 37 . ( 4 ) . قس : كانپورى 51 - 52 .Bailey , opera , 2 / 182( 5 ) . صص 8 - 11 . ( 6 ) . حواشى فضايل بلخ ، ص 423 . ( 7 ) . يعقوبى ، بلدان ، صص 55 - 56 . ( 8 ) . بيرونى ، آثار الباقيه ، 104 .